تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

برنامه معنوی و اعمال عبادی ماه رمضان – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

ماه رمضان در بین ماه های سال قمری از قداست و جایگاه ویژه ای برخوردار است چنانکه در دعای مخصوص آن می خوانیم:

«.. و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور…؛ و رمضان، ماهی است که او را عظمت و کرامت و شرافت و فضیلت دادی، نسبت به ماه های دیگر». رسول خدا (ص) می فرماید: «اگر کسی در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثوابش مثل کسی است که در غیر ماه رمضان، یک بار قرآن را ختم کرده باشد». حضرت علی (ع) از پیامبر خاتم (ص) نقل می فرماید: «هیچ مؤمنی نیست که ماه رمضان را به حساب خدا روزه بگیرد مگر آن که خدای تبارک و تعالی، هفت خصلت را برای او لازم گرداند، هرچه حرام در پیکرش باشد محو و ذوب گرداند. به رحمت خدای عزوجل نزدیک می شود. (با روزه خویش) خطای پدرش حضرت آدم را می پوشاند. خداوند لحظات جان دادن را برای او آسان کند. از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان است. خدای عزوجل از خوراکی های لذیذ بهشتی او رانصیب دهد؛ و بالاخره خدای عزوجل، برائت و بیزاری از آتش دوزخ را به او عطا فرماید. (پرسش کننده در این حدیث مفصل، عالم یهودی بود) که عرض کرد راست گفتی ای محمد.»

ماه رمضان از برترین ماه ها در نزد خداوند است
به طور کلی احکام تکلیفی بر پنج قسم است. واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح. مستحب به عملی گفته می شود که انجام آن خوب، ولی لازم و ضروری نباشد و از ترک آن نهی نشده باشد.

دعا و استغفار در ماه رمضان، اعمال روز های ماه رمضان، اعتکاف، تلاوت قرآن، افطاری و صدقه دادن از جمله اعمال مستحبی در ماه رمضان است.

اعمال مستحبی ماه رمضان و فضیلت آن
۱- دعا و استغفار در ماه رمضان
قال علی بن ابیطالب (ع) «علیکم فی شهر رمضان بکثره استغفار و الدعاء فاما الدعا فیدفع عنکم به البلاء و، اما الاستغفار فتمحی به ذنوبکم. بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعای زیاد. اما دعا های شما دافع بلا از شماست. و، اما استغفار شما از بین برنده گناهان است. توضیح: از وظایف روزه داران در این ماه، دعا و درخواست حوائج از حضرت حق است که بنده احساس نیاز به پیشگاه بی نیاز کرده، و دست های احتیاج خویش را به درگاه او دراز می کند.

۲- اعمال روز های ماه رمضان
قال رسول الله (ص): ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکه و الرحمه و المغفره، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ایامه افضل الایام و لیالی افضل اللیالی و ساعاته افضل الساعات. ای مردم ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به شما رو کرده است، ماهی است که پیش خدا بهترین ماه است و روزهایش بهترین روز ها و شبهایش بهترین شب ها و ساعاتش بهترین ساعات است.

۳- اعتکاف در ماه رمضان
قال رسول الله (ص): اعتکاف عشر فی شهر رمضان تعدل حجتین و عمرتین. اعتکاف در یک دهه از ماه مبارک رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است. توضیح: طبق روایات رسیده از ائمه معصومین علیهم السلام در ایام و لیالی مقدس مستحب است که هر مسلمانی در صورت امکان دهه آخر ماه مبارک رمضان را در مسجد معتکف شود چرا که پیامبر اکرم (ص) در تمامی عمرش چنین می کرد.

تلاوت قرآن در ماه رمضان از برترین اعمال است
۴- تلاوت قرآن در ماه رمضان
بهترین اعمال در شب ها و روز های ماه مبارک رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولی، چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ویژه ای برخوردار است چنانچه وارد شده: قال ابو جعفر (ع): «لکل شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان؛ برای هر چیزی بهاری است و بهار قرآن رمضان است». بنابر این، امتیازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماه های دیگر بیشتر است. قال رسول الله (ص): من تلافیه آیه من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن فی. .. من الشهور. اگر کسی در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثوابش مثل کسی است که در غیر ماه رمضان یک ختم قرآن کرده است.

۵- افطاری و صدقه دادن در ماه رمضان
«قال الباقر (علیه السلام) یا سدیر، هل تدری ای لیال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداک ان هذه لیالی شهر رمضان فما ذاک؟ فقال له اتقدر علی ان تعتق کل لیله من هذه اللیالی عشر رقاب من ولد اسمعیل؟ فقال له سدیر بابی انت و امی لا یبلغ مالی ذاک، فما زال ینقص حتی بلغ به رقبه واحده فی کل ذلک یقول: «لا اقدر علیه فقال له:افما تقدر ان تفطر فی کل لیله رجلا مسلما؟ فقال له: بلی و عشره فقال له (علیه السلام): فذاک الذی اردت یا سدیر، ان افطارک اخاک المسلم یعدل عتق رقبه من ولد اسماعیل علیه السلام». «امام باقر (ع) از سدیر پرسیدند: ای سدیر! آیا می دانی چه شب هایی است این شبها؟ سدیر گفت: بلی فدایت گردم این شب ها شب های ماه رمضان است، مگر این شب ها چگونه است؟

امام (علیه السلام) فرمودند: آیا قدرت داری هر شب از این شب ها ده بنده از فرزندان اسماعیل (ع) را آزاد کنی؟

پس سدیر عرض کرد: پدر و مادرم به فدایت، ثروتم کفاف نمی دهد، پس امام پیوسته تعداد بنده ها را کم کرد، تا رسید به یکی در تمام این ماه. سدیر گفت: قدرت ندارم. پس امام (ع) به او فرمود: آیا قدرت نداری هر شب یک مسلمان روزه داری را افطار دهی؟ سدیر عرض کرد: بلی تا ده نفر را هم می توانم افطاری بدهم. پس امام به او فرمود: ای سدیر همان است که اراده کردی یعنی با افطاری دادن ده روزه دار به ثواب عتق و آزاد کردن ده بنده از اولاد اسماعیل (ع) نائل می گردی».

انجام اعمال مستحبی در ماه رمضان از فضیلت بسیاری برخوردار است. خداوند انسان روزه دار را بر آنچه انفاق می کند در خوردنی ها و آشامیدنی ها محاسبه نمی کند در صورتی که در این امر «اسراف» نشود. عن ابی عبد الله علیه السلام: من تصدق فی شهر رمضان بصدقه صرف الله عنه سبعین نوعا من البلاء. هر کس در ماه رمضان صدقه ای بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور می کند.

ادامه‌ی پست

اهمیت روزه – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

روزه و روزه داران در روایات، دارای ارزش و اهمیت خاصی می باشند.

امام صادق علیه السلام فرمود:

نَوْمُ الصَّائِمِ عِبَادَهٌ وَ صَمْتُهُ تَسْبِیحٌ وَ عَمَلُهُ مُتَقَبَّلٌ وَ دُعَاؤُهُ مُسْتَجَاب[۱]

خواب روزه دار عبادت و سکوتش تسبیح و عملش مورد قبول و دعایش مستجاب است.

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

إِنَّ لِلْجَنَّهِ بَاباً یدْعَی الرَّیانَ لَا یدْخُلُ مِنْهُ إِلَّا الصَّائِمُون[۲]

برای بهشت دری است به نام «ریان» که فقط روزه داران از آن در وارد بهشت می شوند.

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

قَالَ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی بِهِ وَ لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ حِینَ یفْطِرُ وَ حِینَ یلْقَی رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیدِهِ لَخُلُوفُ فَمِ الصَّائِمِ عِنْدَ اللَّهِ أَطْیبُ مِنْ رِیحِ الْمِسْک[۳]

خداوند تبارک و تعالی فرمود: روزه مخصوص من است و پاداش آن نیز به عهده من است و برای روزه دار دو سرور هست: یکی هنگامی که افطار می کند و دیگری زمانی که خدا را ملاقات می نماید. قسم به آن کسی که جان محمد در دست اوست بوی مخصوص دهان روزه دار از بوی خوش مشک در نزد خدا خوشبوتر است.

پی نوشت ها

[۱] . بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۵۳؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۷۶٫
[۲] . بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۵۲؛ معانى الاخبار، ح ۱۷٫
[۳] . بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۵۸٫

ادامه‌ی پست

ابرار در قرآن – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

واژه «ابرار» شش بار در قرآن کریم ذکر شده و در هر بار به شأنی از شئون وارسته آنها توجه شده است.

در آیه ذیل صاحبان خرد، آنانکه دائماً در حال ذکر و همه افعالشان یاد خداوند است، از خداوند متعال درخواست می نمایند که با ابرار از دنیا روند.

… رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ کفِّرْ عَنَّا سَیئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ.[۱]

پروردگارا گناهانمان را ببخش، و ما را با نیکان بمیران.

در آیه ای دیگر، خداوند ابرار را در مقابل دنیاپرستان مکه قرار داده و به مؤمنینی که از قدرت اقتصادی مشرکین و ثروت هنگفت آنان و فقر و تهیدستی خود نگران بودند، مژده نعمت بیکران قیامت می دهد.

لکنِ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیرٌ لِلْأَبْرارِ.[۲]

ولی برای آنان که تقواپیشه کرده اند، باغهائیست که از زیر درختانشان، نهرها جاری است و همواره در آن خواهند بود، این پذیرایی خداوند از آنانست که و البته آنچه که نزد خداوند است برای نیکان بهتر می باشد.

سومین آیه به بیان بسیاری از مفسران اهل سنّت و تمامی مفسران شیعه، اهل بیت پیامبر را ابرار می نامد و آنان را بخاطر اطعام تمام روزی خود به مسکین و یتیم و اسیر می ستاید.

إِنَّ الْأَبْرارَ یشْرَبُونَ مِنْ کأْسٍ کانَ مِزاجُها کافُوراً.[۳]

ابرار از جامی می نوشند که با عطری خوش آمیخته است.

در دو آیه دیگر ابرار با چندین عامل تأکید، مشمول نعمت بی حصر خداوند معرفی شده اند. این آیه دوبار در قرآن آمده است:

إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِی نَعِیمٍ.[۴]

بی تردید ابرار در انواع نعمت متنعم هستند.

و در آخرین آیه برترین مکان آسمان، و یا بالاترین مکان بهشت و نزدیک ترین مکان قرب الهی، به نامه اعمال ابرار اختصاص داده شده است و البته خود آنها نیز در آن جایگاه رفیع قرار خواهند گرفت.

کلَّا إِنَّ کتابَ الْأَبْرارِ لَفِی عِلِّیینَ.[۵]

هرگز پندار کفار در انکار معاد صحیح نیست، بلکه نامه اعمال نیکان در علیین است.

بعد از آنکه موقعیت ابرار را در قرآن شناختیم، توجه به این نکته لازم است که واژه «ابرار» دارای معنائی وسیع به وسعت همه خوبیها است این لغت از «بِرّ» مشتق شده و با «بَرّ» در مقابل «بحر» که همه خشکیها در مقابل همه دریاها را شامل می شود، از یک ریشه اند و لذا «بِرّ» همه اعمال نیک و عقاید شایسته را در بر می گیرد تا بدان حد که لایق توصیف خداوند نیز شده است.

إِنَّا کنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِیمُ.[۶]

بهشتیان گویند: ما از قبل، خداوند را نیکوکار و رحیم می شناختیم.

آنچه ما در این مبحث در پی آن هستیم ارج نهادن به مقام ابرار، و توجه به آنان، و ایجاد ارتباط و علقه با آنانست. همانان که اکنون دوستان و برادران دینی شمرده می شوند و یا کسانی که در گذشته های دور و نزدیک می زیسته اند ولی همواره برکات عمر محدودخود را به تمام بشریت ساطع گردانیده اند.

پی نوشت ها

[۱] سوره آل عمران، آیه ۱۹۳٫
[۲] سوره آل عمران، آیه ۱۹۸٫
[۳] سوره دهر، آیه ۵٫
[۴] سوره انفطار، آیه ۱۳؛ سوره مطففین، آیه ۲۲٫
[۵] سوره مطففین، آیه ۱۸٫
[۶] سوره طور، آیه ۲۸٫

ادامه‌ی پست

اختلاف افق و شب قدر – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

شکی نیست که «لیله القدر»، یکی از شب های ماه رمضان است؛ جمع میان آیات قرآن نیز اقتضای آن را دارد. از یک سو می فرماید: «قرآن در ماه رمضان نازل شده است»[۱] و از سوی دیگر می فرماید: «ما آن را در شب قدر فرو فرستادیم»[۲]. اما برای تعیین آن، باید به روایات مراجعه کرد. در روایات شیعه و اهل سنت، احتمالات گوناگونی داده شده است؛ از جمله: شب هفدهم، شب نوزدهم، شب بیست و یکم، شب بیست و سوم، شب بیست و هفتم و شب بیست و نهم.[۳]

براساس روایت مشهور ائمه اطهار (علیهم السلام)، احتمال اینکه شب قدر، یکی از شب های نوزدهم، بیست و یکم و یا بیست و سوم ماه رمضان باشد، بیشتر است. سید بن طاووس، از بزرگان علمای شیعه، روایات متعددی درباره تعیین شب قدر در کتاب اقبال الاعمال جمع آوری کرده است که از مجموع آنها فهمیده می شود:

اندازه گیری و «تقدیر» امور و کارها، در شب نوزدهم و «تحکیم» آنها در شب بیست و یکم و «امضای» آنها در شب بیست و سوم است. به این دلیل شب زنده داری و عبادت و دعا در این سه شب بسیار توصیه شده؛ به ویژه بر دو شب بیست و یکم و بیست و سوم تأکید بیشتری گشته است.[۴] در روایتی از امام صادق (علیه السلام) درخواست می شود که شب قدر را معین کنند، ایشان می فرماید: «آن را در شب بیست و یکم و بیست و سوم بجویید». وقتی راوی می خواهد امام آن را دقیقا مشخص کند؛ می فرماید: «چه سخت است بر تو که دو شب را کوشش کنی!»[۵] در عین حال روایات متعددی دلالت دارد که شب بیست و سوم، شب قدر است.[۶]

البته شب قدر بر ائمه اطهار (علیهم السلام) کاملًا روشن است؛ زیرا فرشتگان در آن شب بر آنان فرود می آیند[۷]. اما اصرار بسیاری داشته اند که شیعیان چند شب را به عبادت و شب زنده داری مشغول باشند. با توجه به این مطالب، روشن می شود که شب قدر در هر سالی وجود دارد و آن یک شب است و اختلاف تقویم، موجب نمی شود چند شب قدر داشته باشیم. بر این اساس تأکید شده است دهه آخر ماه رمضان، یا حداقل سه شب یاد شده مراقبت شود. پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) در دهه آخر ماه رمضان در مسجد معتکف می شد. و برخی از بزرگان شیعه، برای درک شب قدر یک سال شب ها را احیا می داشتند به هر حال شب قدر یک شب است و به احتمال بسیار زیاد، این یک شب، در دهه آخر ماه مبارک رمضان مقدر شده است و مؤمنان برای درک آن شب، تلاش می کنند و احیا می گیرند.

گفتنی است با نزول فرشتگان در شب قدر، برکات فراوان و متعددی جریان می یابد که مهم ترین آن تقدیر امور سالانه است. اما علاوه بر آن، نزول دسته جمعی فرشتگان، نورانیت و برکتی را به وجود می آورد که از فرصت های ممتاز، برای توبه و ارتقای درجات معنوی است؛ به طوری که انسان می تواند از فرصت یک شب، ارجمندی هزار ماه را به دست آورد. بنابراین اگر چه اعلام تقدیر امور سالانه به حجت خدا؛ در وقت معین از شب قدر انجام می گیرد؛ اما برای مردم سراسر جهان- با اختلاف افق هایی که دارند- شب قدر به نسبت هر منطقه ادامه دارد و همچنان برکات نزول فرشتگان شامل حال آنان می شود. تقدیر امور آنان نیز بر اساس آن انجام می گیرد و با اعلام قبلی تقدیر امور به حجت خدا، در وقت معین منافات ندارد. از این رو حتی برای کسانی که در منطقه خود فرصت شب را از دست داده اند؛ در روایات آمده است که روزهای شب قدر نیز فضیلت شب آن را دارد و اگر کسی در پی درک فضایل آن باشد، به آنها می رسد. همچنین در روایات آمده است: اگر کسی در این شب ها موفق نشد، منتظر شب و روز عرفه باشد که می تواند در آن، سرنوشت خویش را رقم زند. بنابراین تعیین این اوقات برای رقم زدن تقدیرات انسان، نه برای خداوند محدودیت می آورد و نه برای انسان؛ لکن این اوقات ویژگی هایی در تسریع حرکت انسان به سوی کمال حقیقی دارد.

بنا بر آنچه گفته شد، شب قدر زمانی دو قسم است: زمانی واقعی و زمانی اعتباری. لیله القدر زمانی واقعی و اعتباری را می توان به اول بهار واقعی و اعتباری تشبیه کرد. اول بهار واقعی، لحظه ای است که مرکز زمین در حرکت انتقالی خود به دور خورشید، منطبق شود و نقطه اعتدال ربیعی این لحظه، اول بهار واقعی است. حال اگر این انطباق قبل از ظهر صورت بگیرد (تحویل سال قبل از ظهر باشد)، تمام آن روز را اول بهار و اولین روز سال نو اعلام می کنند. اما اگر هنگام سال تحویل، بعد از ظهر باشد؛ آن روز را به سال قبل ملحق می کنند و می گویند: سال کبیسه دارد. ماه اسفند در چنین سالی، سی روزی است و در عین حال که اول بهار واقعی روز سی ام اسفندماه آن سال است، روز بعد را به عنوان اول بهار و نخستین روز سال جدید اعلام می کنند. در این مثال روشن است که ما یک اول بهار واقعی داریم که یک لحظه

است و یک اول بهار اعتباری داریم که یک روز است و با توجه به اعتبار و قرارداد، قابل توسعه و تغییر است.

لیله القدر زمانی نیز همین گونه است؛ یعنی، ما یک شب قدر زمانی واقعی داریم و یک شب قدر زمانی اعتباری. شب قدر زمانی واقعی، لحظه ای از شب خاصی است که در آن لحظه، انسان کامل فیوضاتی را از عالم بالا دریافت می کند و این لحظه، امری شخصی و غیرقابل توسعه و تعدّد است. و شب قدر زمانی اعتباری، مقطعی از زمان است که ممکن است ۲۴ ساعت یا کمتر و یا بیشتر امتداد داشته باشد و با توجه به اختلاف آفاق متعدد شود. برای مثال در سرزمینی خاص، از سر شبی معین تا طلوع فجر برای اهل آن سرزمین، شب قدر باشد؛ ولی در سرزمینی دیگر بعد از دوازده ساعت، شب قدر اهل آن سرزمین شروع شود و. …

پس فیوضات و برکات شب قدر زمانی اعتباری، قابل توسعه بوده و امتداد زمانی ۲۴ ساعته شب و روز قدر، دارای فضیلت مشترک است.

پی نوشت
[۱] . بقره ۲، آیه ۱۸۵٫
[۲] . قدر ۹۷، آیه ۳٫
[۳] . ابن عربى، احکام القرآن، ج ۴، صص ۳۲۵- ۳۲۸؛ دارالکتاب العربى، چاپ اول ۱۴۲۱ ق، بیروت؛ همچنین ر. ک: حسن، حسن‏زاده آملى، انسان و قرآن، صص ۲۳۹- ۲۴۳( انتشارات قیام، چاپ دوم، ۱۳۸۱ قم).
[۴] . سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ج ۱، صص ۳۴۱- ۳۴۵ و ۳۵۶ و ۳۷۴- ۳۷۵؛ مکتب الاعلام الاسلامى، چاپ اول ۱۴۱۴ ق، قم.
[۵] . همان، ص ۳۵۷٫
[۶] . همان، ص ۳۷۴ و ۳۷۵٫
[۷] . بصائر الدرجات، به نقل از امام صادق علیه‏السلام؛ ر. ک: انسان و قرآن، ص ۲۴۱٫

ادامه‌ی پست

امام زمان (عج) و ماه رمضان – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

پیامبر می فرماید: «ماه رمضان برترین ماه سال قمری است.» هم چنین در جایی دیگر ایشان فرموده : «مهدی(عج) سید و آقاست.»

اگر امروز امام مهدی(عج) برترین و کامل ترین انسان روی زمین است و ماه رمضان هم بهترین ماه خداست، پس باید بین این دو پیوندی عمیق باشد. اگر ماه رمضان، ماه ویژه سیر و سلوک است، پس باید با امام زمان(عج) که برترین سالک و رهروی خداست، پیوندی خاص وجود داشته و بین سلوک معنوی ما در این ماه با امام زمان(عج) هم رابطه ویژه ای باشد.

در ماه رمضان سه نوع رابطه است:

• پیوند امام مهدی(عج) و ماه رمضان،

• پیوند سلوک عبادی و معنوی ما در ماه رمضان با امام مهدی(عج)،

• رابطه سه گانه، یعنی رابطه ویژه امام مهدی(عج) با ما در ماه رمضان.

امام مهدی(عج) و ماه رمضان
زیارت آل یاسین شرح حالات عبادی و معنوی امام مهدی(عج) است. امام مهدی که راهش، امتداد راه پیامبر و امیرالمؤمنین و امام زین العابدین(ع) است. عبودیت و بندگی او نه از سر نیاز یا ترس، بلکه از سر درک حقیقت هستی و سپاس گزاری از خداست، عبودیتی که همیشه در وجود امام جاری است و در برخی حالات به نقطه اوج خود می رسد و ماه رمضان نقطه اوج بندگی امام است.

رسیدن به معبود در ماه رمضان به واسطه حضرت مهدی(عج)

فهم حقیقت رمضان و توفیق رسیدن به معبود جز با توسل به پیشگاه مهدی(عج) میسر نمی شود. دعای افتتاح هم در ماه رمضان درس سلوک می دهد که پروردگارا من خواهان تمام خوبی ها و کمالات هستم و می دانم که راه رسیدن به این کمالات توسل به امام مهدی(عج) است. پس مرا به برکت وجود او به نهایت نزدیکی به خود برسان.

هدایت معنوی و باطنی انسان ها به دست امام مهدی(عج) است و به برکت وجود معنوی و نورانی اوست که عالم هستی از فیض حق تعالی بهره مند می شود. حال اگر امام در نهایت بندگی باشد، در عبودیت او رحمت و مهربانی خدا نیز اوج می گیرد.

دعای امامان نشان می دهد که آن ها هم به درگاه حق تعالی رو می آوردند و برای کل هستی و به ویژه برای ما انسان ها از خداوند طلب بخشش می کردند. به همین دلیل است که می گویند به برکت سلوک معنوی امام، حیات بشری شکل می گیرد و امتداد می یابد و عالم به سوی کمال حرکت می کند و تنها با این تعبیر شب قدر معنا می یابد.

ادامه‌ی پست

برتری ماه رمضان – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

چرا ماه رمضان افضل ماه‌ها است

براساس روایات «ماه رجب»، ماه تقویت ارتباط با خداوند است و در «ماه شعبان» صلوات بر محمد و آل محمد و التزام به سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) بسیار سفارش شده است. در «ماه رمضان»، قابلیت ضیافت الهی و بخشش امت در هر شبانه روز مطرح است که نقطه اوج آن، شب قدر و شب عید فطر است.

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: «رجب ماه خدا، شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است»[۱].

روایات در این زمینه مختلف است؛ بعضی، ماه رجب و ماه رمضان، ماه خدا معرفی شده است. البته در حقیقت تمامی این ماه ها، متعلق به خداوند است؛ لکن بعضی از ماه ها، ویژگی خاصی دارند. در برخی دیگر، ماه رجب به امام علی (علیه السلام) نسبت داده شده و این ممکن است به جهت تولد آن حضرت در این ماه باشد و یا اشاره به مقام ولایت باشد. ارتباط صحیح و حقیقی با خداوند، جز از طریق ولایت ممکن نیست؛ زیرا «ولایت» انسان را به «نبوت» متصل می گرداند و «نبوت» نیز ما را به «توحید» مرتبط می کند. این حقیقت در «شب قدر» برای اولیای الهی کشف می شود؛ به طوری که ملائکه و روح، مقدّرات عالم را بر قلب مبارک امام زمان (عج) نازل می کنند. در حدیثی آمده است: «با سوره قدر بر ولایت ما ائمه استدلال کنید»[۲].

بنابراین چون این امت با اقتدا به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و حضرت علی (علیه السلام)، می توانند به بالاترین مقامات توحیدی و معنوی نایل شوند و این معنا در ماه رمضان
امکان پذیرتر است؛ لذا ماه رمضان به ماه خدا نامیده شده است و به جهت شرافت این ماه برای امت و آمرزش گناهان و پاک شدن بندگان، به ماه امت نیز نسبت داده شده است [۳].

پی نوشت

[۱] . شیخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه، تحقیق میرزا غلامرضا عرفانیان، چاپ نجف، ص ۲۴، ح ۱۲٫

[۲] . الکافى، ج ۱، ص ۲۴۹٫

[۳] . وسائل‏الشیعه، ج ۱۰، انتشارات آل البیت، ص ۴۷۵، ح ۹ و ص ۴۸۰، ح ۱۶٫

ادامه‌ی پست

گناهی که عواقبش در دنیا نیز گریباگیر است – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

پرده براشتن از رازهای دیگران، در محیط‌های دوستانه و نیز بین زوجین، اثرات ناگواری دارد که فارغ از جهان آخرت، در این دنیا نیز گریبان انسان را می‌گیرد.

رازداری

در دین مبین اسلام، دستوراتی وجود دارد که رعایت نکردن آنها علاوه بر جهان آخرت، در این دنیا نیز گریبان انسان را می‌گیرد. یکی از آن کارهای بد و ناپسند، “پرده دری نسبت به دیگران” است. روایات اهل‌بیت گویای این مطلب است که، هر کس به دنبال بی آبرو کردن دیگران و پرده‌دری نسبت به آنان باشد، جهنم در انتظار اوست و خداوند، آبروی او را خواهد برد.[۱] زیرا که فاش کردن راز دیگران و پرده برداشتن از اسرار آنان، نوعی ظلم است و ظلم یکی از کارهای بدی است که آثارش به انسان بازمی‌گردد.[۲]

انسان موجودی اجتماعی است و برای ادامه زندگی دوستانی دارد؛ به طور طبیعی دوستان در اثر رفت و آمد و نشست و برخاست از اسرار زندگی شخصی و خانوادگی یکدیگر مطلع می شوند؛ این اسرار شخصی، زمانی که بین دوستان کدورتی پیش می آید، ممکن است توسط یک طرف، فاش شده و باعث ریختن آبروی دیگری شود. از این رو در احادیث بر انتخاب دوستان خوب تاکید شده و دوست خوب را کسی دانسته که در غیاب فرد بدگویی(پرده دری ولو کوچک) نکند.[۳]

هنگامی که شخص متوجه شود که اسرار او توسط دوست دیگر برملا شده، ممکن است دست به واکنش متقابل و یا انتقام بزند. چه بسا بسیاری از مشکلات و ناهنجاری‌ها مانند اسید پاشی، درگیری های خیابانی وغیره، نتیجه فاش کردن(پرده‌دری از) اسرار شخصی یک دوست باشد. چنانچه این پرده دری در خصوص افراد شاخص و برجسته رخ دهد، ماجرا ابعاد تازه ای پیدا می‌کند، چراکه هواداران آنها نیز به تبع آنها وارد گود شده و به تخریب یکدیگر می‌پردازند.

امروزه بنیان خانواده با وجود فضای مجازی و دیگر القائات شیطانی، مورد تعرض قرار گرفته است. چه طلاق هایی که بر اساس پرده دری زوجین رقم می خورد.

پرده براشتن از رازهای دیگران، در محیط‌های دوستانه و نیز بین زوجین، اثرات ناگواری دارد که فارغ از جهان آخرت، چه بسا در این دنیا گریبان انسان را بگیرد.

پی نوشت‌ها:
۱ــ پیامبر اسلام: هر کس برای عیب‌جویی و فاش کردن اسرار برادر دینی‌اش قدم بردارد اولین قدم او ورود به جهنم خواهد بود! و خداوند اسرار و عیوب او را نزد همه خلایق فاش و علنی خواهد ساخت. (لئالی‌الاخبار، ج ۵، ص ٢۴١)
۲ــ پیامبر اسلام: «سه خصلت است که در هر کس باشد (آثارش) به خود او بر مى گردد: ظلم کردن و…» نهج الفصاحه ص ۴۲۲ ، ح ۱۲۸۱
۳ــ پیامبر اسلام: «سه چیز دوستى را یکرنگ مى سازد :… پاسداری در غیاب(و بدگویى نکردن) و …»( مجموعه ورام ج۲، ص۱۲۱

ادامه‌ی پست

دعاهایی برای استجابت سریع – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

سریع الاستجابه ترین دعا

استجابت دعا، مانند هر پدیده دیگری، قوانین آداب و شروطی دارد که با وجود آن آداب و شرایط است که دعا به اجابت می رسد و اگر آن شرایط موجود نباشد، یا مانعی در استجابت آن باشد که ما به آن علم نداریم، اگر چه سریع الاجابه ترین دعا هم باشد، باز ممکن است مورد اجابت واقع نشود.

سریع الاستجابه ترین دعا جهت رسیدن به حاجت کدام است؟

پاسخ اجمالی
اگرچه دعاهای زیادی از امامان معصوم (ع) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابه هستند، که ذکر متن آنها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود:

۱٫ دعای توسل
۲٫ دعای فرج
۳٫ دعای اسم اعظم
۴٫ دعای مقاتل بن سلیمان از امام سجاد(ع)
۵٫ دعایی تحت عنوان سریع الاجابه: از امام موسی بن جعفر (ع) با این شروع که: «اللهم انی اطعتک فی احب الاشیاء الیک و ….»
۶٫ دعایی از امام صادق (ع) که هر کسی ده بار یا الله بگوید، به او گفته می شود، لبیک، حاجت تو چیست؟
۷٫ دعایی از امام جعفر صادق (ع) که هر کس یا رب یا الله بگوید به گونه ای که تا نفس او قطع شود، گفته می شود لبیک حاجت تو چیست؟

این دعا ها در کتاب مفاتیح الجنان تحت عنوان دعای سریع الاجابه آمده است.

پاسخ تفصیلی
دعا ارتباط نیازمندانه بنده با ذات حق تعالی، برای رفع نیازهای دنیوی و اخروی است.

استجابت دعا، مانند هر پدیده دیگری، قوانین آداب و شروطی دارد که با وجود آن آداب و شرایط است که دعا به اجابت می رسد و اگر آن شرایط موجود نباشد، یا مانعی در استجابت آن باشد که ما به آن علم نداریم، اگر چه سریع الاجابه ترین دعا هم باشد، باز ممکن است مورد اجابت واقع نشود. [۱] به هر حال چون ذکر متن دعاها در این جا مقدور نیست، فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود:

۱٫ دعای توسل:
محمد ابن بابویه دعای توسل را از ائمه (ع) نقل کرده و گفته است که این دعا را در هیچ امری نخواندم، مگر آن که اثر اجابت آن را به زودی یافتم دعای توسل از دعاهای مشهور است که در شب های چهارشنبه خوانده می شود. در این دعا با توسل به چهارده معصوم (ع) و واسطه قرار دادن آنها به درگاه الاهی پس از اتمام دعا، حاجت خود را از خدا در خواست می کنیم. جملات صدر و ذیل آن چنین است: « اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمه…» خدایا من از تو می خواهم و روی می آورم به سوی تو، به پیامبرت، پیامبر رحمت… «یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله» ای آبرومند نزد خدا، شفاعت کن برای ما نزد خدا [۲] .

۲٫ دعای فرج:
کفعمی درکتاب بلدالامین دعایی از حضرت علی (ع) نقل کرده که اگر شخص گرفتار، ترسیده، نگران و غم دیده، آن را بخواند، حق تعالی گشایش در کار او ایجاد نماید، که ابتدا و انتهای این دعا چنین است:

«یا عماد من لا عماد له…» : ای پشتیبان کسی که پشتیبان ندارد… «وافعل بی ما انت اهله»: با من چنان کن که تو اهل آنی [۳] . و آنگاه پس از دعاء حاجت خود را بطلبد.

۳٫ دعای اسم اعظم:
سید علیخان شیرازی درکتاب کلم طیب نقل فرموده: اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او « الله» و اختتام او «هو» است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی یازده بار ورد خود قرار بدهد، هرآینه هر امر مهم جزئی و کلی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره ی مبارکه ی بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آنها صورت نمی گیرد:

۱٫ «الله لا إله إلا هو الحی القیوم … » تا آخر آیه الکرسی،

۲٫ «الله لا اله الا هو …نزل علیک الکتاب …»

۳٫ «الله لا إله ان هو لیجمعنکم …»

۴٫ «الله لا إله ان هو له الاسماء …»

۵٫ «الله لا إله الا هو و علی إلله…» [۴]

۴٫ دعای مقاتل بن سلیمان از امام سجاد (ع):
امام سجاد (ع) به مقاتل بن سلیمان، دعایی را تعلیم داده، که مقاتل گوید هر کس این دعا را صد بار بخواند ، دعایش مستجاب خواهد شد. ابتدا و انتهای این دعا چنین است: «الهی کیف ادعوک و انا…:» خدایا چطور بخوانم تو را و حال من منم… «تفرج عنی فرجا عاجلا غیر اجل نفسک و رحمتک یا ارحم الراحمین» گشایش فوری بدون مدت دار، به من عطا کن به فضل و رحمت خودت، ای مهربان ترین مهربانان. [۵]

۵٫ دعای سریع الاجابه:
کفعمی در بلدالامین دعایی از امام موسی کاظم (ع) نقل کرده و فرموده: عظیم الشأن و سریع الاجابه است که جملات صدر و ذیل آن چنین است:

«اللهم انی اطعتک فی احب الاشیاء الیک و هو التوحید»: خدایا من تو را اطاعت کردم در آنچه بیشتر دوست داری و آن یگانه دانستن تواست.

«و ارزقنی من حیث احتسب و من حیث لا احتسبه، انک ترزق من تشاء بغیر حساب»، روزی ام ده، از آن جا که گمان می برم و از آن جا که گمان نمی برم؛ زیرا تو روزی دهی هر که را بخواهی بی حساب؛ پس از اتمام دعا حاجت خود را بطلب. [۶]

۶٫ دعایی از امام صادق (ع) که هر کسی ده بار یا الله بگوید، به او گفته می شود، لبیک، حاجت تو چیست؟. [۷]

۷٫ دعایی از امام جعفر صادق (ع) که هر کس یا رب یا الله بگوید به گونه ای که تا نفس او قطع شود، گفته می شود لبیک حاجت تو چیست؟. [۸]
همه ی این دعاها را مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان، فصل پنجم آورده است.

البته لازم به تذکر است که برای حاجت های خاص، دعاهای خاصی وارد شده است که برای کسب اطلاع از آنها می توانید به کتاب مفاتیح الجنان مراجعه کنید.

پی نوشت:
[۱] برای آگاهی بیشتر در باره ی دعا آداب و شرایط آن رجوع کنید به نمایه های :
۱. شرایط حتمی استجابت دعا، سؤال شماره ی ۹۸۳.
۲. نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا، سؤال شماره ی ۷۶۴.
[۲] مفاتیح الجنان، دعای توسل، ص ۲۲۵٫
[۳] همان؛ دعای فرج.
[۴] همان، آیات اسم اعظم، ص ۲۲۴٫
[۵] همان، دعای مقاتل بن سلیمان، ص ۲۳۶٫
[۶] مفاتیح الجنان، دعای سریع الاجابه، ص ۲۳۷ و ۷۵۴٫
[۷] اصول کافی، کتاب الدعاء، باب: هر کس ده بار یا الله بگوید.
[۸] همان، باب هر کس یا الله یا رب بگوید تا نفس بند آید.

ادامه‌ی پست

چرا برخی از اهل تسنن توسل را شرک می دانند – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

برخی از اهل تسنن می گویند که توسل شرک است، از نظر شیعه توسل به چه معنی است و در چه مواردی می شود به پیامبر (ص) و ائمه (ع) متوسل شد؟

زندگی بشر بر اساس بهره‏گیری از وسائل و اسباب طبیعی استوار است که هر یک آثار ویژه خود را دارند. همه ما هنگام تشنگی آب می‏نوشیم، و هنگام گرسنگی غذا می‏خوریم، چه رفع نیاز توسط وسائل طبیعی، به شرط آن که برای آنها «استقلال در تأثیر» قائل نشویم، عین توحید است. قرآن یادآور می‏شود که: ذوالقرنین در ساختن سد از مردم درخواست کمک کرد: « قَالَ مَا مَکَّنی فِیهِ رَبی خَیرٌ فَأَعِینُونی بِقُوَّهٍ أَجْعَلْ بَیْنَکمْ وَ بَیْنهُمْ رَدْماً ، با قدرت خویش مرا یاری کنید تا میان شما و آنان (یأجوج و مأجوج) سدی بر پا سازم » [۱]

کسانی که شرک را به معنی «تعلق و توسل به غیر خدا» تفسیر می‏کنند، حرفشان تنها در صورتی صحیح است که ما برای ابزار و وسائط موجود، «اصالت و استقلال‏» قائل شویم، و گرنه چنان چه آنها را وسایلی بدانیم که به مشیت و اذن الهی، ما را به نتیجه می رسانند، از مسیر توحید خارج نشده‏ایم و اصولاً زندگی بشر از روز نخست بر این اساس، یعنی استفاده از وسائل و وسائط موجود، استوار بوده و پیشرفت علم و صنعت نیز در همین راستا صورت گرفته و می‏گیرد.

ظاهراً توسل به اسباب طبیعی مورد بحث نیست، سخن در باره اسباب غیر طبیعی است که بشر جز از طریق وحی راهی به شناخت آنها ندارد. هر گاه در کتاب و سنت چیزی به عنوان وسیله معرفی شده باشد، تمسک به آن همان حکمی را دارد که در توسل به امور طبیعی جاری است. بنا بر این، ما زمانی می‏توانیم با انگیزه دینی به اسباب غیر طبیعی تمسک جوییم، که دو مطلب مورد توجه قرار گیرد.

۱- از طریق کتاب و سنت، وسیله بودن آن چیز برای نیل به مقاصد دنیوی یا اخروی ثابت‏شود.

۲- برای اسباب و وسائل، هیچ گونه اصالت و استقلالی قائل نشده و تأثیر آنها را منوط به اذن و مشیت الهی بدانیم.

قرآن کریم، ما را به بهره گرفتن از وسائل معنوی دعوت کرده می‏فرماید: « َأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَ جَهِدُوا فی سبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ‏ ، ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‏ای برای تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید! » [۲]

باید توجه نمود که وسیله به معنای تقرب نیست، بلکه چیزی است که مایه تقرب به خدا می‏گردد و یکی از طرق آن، جهاد در راه خداست که در آیه ذکر شده است و در عین حال، می‏تواند چیزهای دیگری نیز وسیله تقرب باشد.

توسل به اسباب طبیعی و غیر طبیعی (به شرط این که، رنگ استقلال در تأثیر به خود نگیرند) عین توحید است. شکی نیست که انجام واجبات و مستحبات، همچون نماز و روزه و زکات و جهاد و غیره در راه خدا، همگی وسایل معنوی هستند که انسان را به سر منزل مقصود، که همان تقرب به خداوند است می‏رسانند. انسان در پرتو این اعمال، حقیقت بندگی را می‏یابد و در نتیجه به خدا نزدیک می‏شود. ولی باید توجه نمود که وسایل غیر طبیعی، منحصر به انجام امور عبادی نیست؛ بلکه در کتاب و سنت ‏یک رشته وسایل معرفی شده که توسل به آنها استجابت دعا را به دنبال دارد که ذیلاً برخی از آنها را یادآور می‏شویم.

۱- توسل به اسماء و صفات حسنای الهی که در کتاب و سنت وارد شده است، چنان که قرآن می‏فرماید: « َو للَّهِ الأَسمَاءُ الحُْسنی فَادْعُوهُ بهَا » [۳] اسماء حسنی مخصوص خداوند است، پس خداوند را به وسیله آنها بخوانید. در ادعیه اسلامی، توسل به اسماء و صفات الهی فراوان وارد شده است.

۲- توسل به دعای صالحان که برترین نوع آن توسل به ساحت پیامبران و اولیای خاص خداوند است تا برای انسان از درگاه الهی دعا کنند.

قرآن مجید به کسانی که بر خویشتن ستم کرده‏اند (گنهکاران) فرمان می‏دهد سراغ پیامبر روند و در آنجا هم خود طلب مغفرت کنند، و هم پیامبر برای آنان طلب آمرزش کند. و نوید می‏بخشد که: در این موقع خدا را توبه پذیر و رحیم خواهند یافت، چنان که می‏فرماید: « َ مَا أَرْسلْنَا مِن رَّسولٍ إِلا لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظلَمُوا أَنفُسهُمْ جَاءُوک فَاستَغْفَرُوا اللَّهَ وَ استَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَّحِیما » [۴] در آیه دیگر، منافقان را نکوهش می‏کند که چرا هرگاه به آنان گفته شود سراغ پیامبر بروند تا در باره آنان از خداوند طلب آمرزش کند، سرپیچی می‏کنند؟! چنان که می‏فرماید: « وَ إِذَا قِیلَ لهَُمْ تَعَالَوْا یَستَغْفِرْ لَکُمْ رَسولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسهُمْ وَ رَأَیْتَهُمْ یَصدُّونَ وَ هُم مُّستَکْبرُونَ » [۵] از برخی از آیات بر می‏آید که در امت های پیشین نیز چنین سیره‏ای جریان داشته است؛ به عنوان مثال، طبق فرموده قرآن، فرزندان یعقوب علیه السلام از پدر خواستند بابت گناهانشان از خدا برای آنان طلب آمرزش کند و یعقوب (ع) نیز درخواست آنان را پذیرفت و وعده استغفار داد: « قَالُوا یَأَبَانَا استَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَطِئِینَ*قَالَ سوْف أَستَغْفِرُ لَکُمْ رَبی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ‏ » [۶] ممکن است گفته شود: توسل به دعای صالحان، در صورتی عین توحید (و یا لااقل مؤثر) است که کسی که به او توسل می‏جوییم در قید حیات باشد، ولی اکنون که انبیا و اولیا از جهان رخت بربسته‏اند، چگونه توسل به آنان می‏تواند مفید و عین توحید باشد؟

در پاسخ به این سؤال یا ایراد، دو نکته را بایستی یادآور شویم:

الف – حتی اگر فرض کنیم شرط توسل به نبی یا ولی، حیات داشتن آنهاست، در این صورت توسل به انبیا و اولیای الهی پس از مرگ آنان، تنها کاری غیر مفید خواهد بود، نه مایه شرک، و این نکته‏ای است که غالبا از آن غفلت شده، و تصور می‏گردد که حیات و موت، مرز توحید و شرک است! در حالی که بر فرض قبول چنین شرطی (حیات انبیاء و اولیاء در هنگام توسل دیگران به آنان)، زنده بودن شخص نبی و ولی، ملاک مفید و غیر مفید بودن توسل خواهد بود، نه مرز توحیدی بودن و شرک آمیز بودن عمل!

ب – مؤثر و مفید بودن توسل دو شرط بیشتر ندارد:

۱- فردی که به وی توسل می جویند، دارای علم و شعور و قدرت باشد.

۲- میان توسل جویندگان و او ارتباط برقرار باشد و در توسل به انبیا و اولیایی که از جهان در گذشته‏اند، هر دو شرط فوق (درک و شعور و وجود ارتباط میان ما و آنان به دلایل روشن عقلی و نقلی، تحقق دارد.

وجود حیات برزخی، یکی از مسائل مسلم قرآنی و حدیثی است که در جای خود به اثبات رسیده است. در جایی که به تصریح قرآن، شهدای راه حق، حیات و زندگی دارند، مسلماً پیامبران و اولیای خاص الهی که بسیاری از ایشان خود نیز شهید شده‏اند از حیات برتر و بالاتری برخوردارند.

دلایل بسیاری بر وجود ارتباط میان ما و اولیای الهی در دست است که برخی را یاد آور می‏شویم:

۱- همه مسلمانان در پایان نماز شخص پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله و سلم را خطاب قرار داده و می‏گویند: « السلام علیک ایها النبی و رحمه الله و برکاته »؛ آیا آنان براستی کار «لغوی‏» انجام می‏دهند و پیامبر این همه سلام را نمی‏شنود و پاسخی نمی‏دهد؟!

۲- پیامبر گرامی(ص) در جنگ بدر دستور داد اجساد مشرکان را در چاهی ریختند. سپس خود با همه آنان سخن گفت. یکی از یاران رسول خدا عرض کرد: آیا با مردگان سخن می‏گویید؟ پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: شماها از آنان شنواتر نیستید.

۳- رسول گرامی صلی الله علیه و اله و سلم کرارا به قبرستان بقیع می‏رفت و به ارواح خفتگان در قبرستان چنین خطاب می‏کرد: « السلام علی اهل الدیار من المؤمنین والمؤمنات » و بر اساس روایتی دیگر می‏فرمود: « السلام علیکم دار قوم مؤمنین ‏».

۴- بخاری در صحیح خود آورده است: روزی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم درگذشت، ابوبکر وارد خانه عایشه شد. سپس به سوی جنازه پیامبر(ص) رفته، جامه از صورت پیامبر بر گرفت و او را بوسید و گریست و گفت: «بابی انت ‏یا نبی الله لا یجمع الله علیک مؤتتین، اما الموته التی کتبت علیک فقد متها».

پدرم فدای تو باد ای پیامبر خدا، خدا دو مرگ بر تو ننوشته است. مرگی که بر تو نوشته شده بود، تحقق یافت.

چنان چه رسول گرامی حیات برزخی نداشته و هیچ گونه ارتباطی میان ما و او وجود ندارد، چگونه ابوبکر به او خطاب کرده و گفت: یا نبی الله.

۵- امیر مؤمنان علی علیه السلام آن گاه که پیامبر را غسل می داد به او چنین گفت: « بابی انت و امی یا رسول الله لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت غیرک من النبوه و الانباء و اخبار السماء… بابی انت و امی اذکرنا عند ربک و اجعلنا من بالک‏ » پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا، با مرگ تو چیزی منقطع گردید، که با مرگ دیگران منقطع نگردیده بود، با مرگ تو رشته نبوت و وحی گسسته شد… پدر و مادرم فدای تو باد، ما را نزد خدایت به یادآور، ما را به خاطر داشته باش.

در پایان یادآور می‏شویم که توسل به انبیاء و اولیاء صورت های مختلفی دارد که مشروح آن در کتب عقاید بیان شده است. [۷]

– سوره کهف، آیه ۹۵٫[۱]
[۲] – سوره مائده، آیه ۳۵٫
[۳] – سوره اعراف، آیه ۱۸۰٫
[۴] – سوره نساء، آیه ۶۴٫
[۵] – سوره منافقون، آیه ۵٫
[۶] – سوره یوسف، آیه ۹۷و ۹۸٫
[۷] – منشور عقاید امامیه استاد جعفر سبحانی صفحه ۲۲۹٫

ادامه‌ی پست

توسل در قرآن و احادیث – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

توسل ، یعنی واسطه قرار دادن ، انبیاء ، امامان و صالحان به پیشگاه خداوند برای برآورده شدن حاجاتی که انسان دارد ؛ چنانچه خداوند در قرآن کریم می‌فرماید :

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ . المائده / ۳۵ .
ای کسانی که ایمان آورده‌اید ، از خدا بترسید و برای تقرب به او وسیله‌ای بجویید .

این آیه به تمامی مؤمنین دستور می‌دهد که برای تقرب به خداوند به هر وسیله‌ای که سبب تقرب به خداوند می‌شود تمسک بجویند ؛ بنابراین تقرب به خداوند بدون وسیله و واسطه‌ امکان ندارد و عبادت و توحید احدی صحیح نیست ؛ جز از راه واسطه‌های که خداوند بین خود و خلقش معین کرده است .

حضرت زهرا سلام الله علیه می‌فرماید :

یبتغی مَن فی السموات والأرض إلیه الوسیله ونحن وسیلته فی خلقه .
تمام آن‌چه در آسمان و زمین هستند ، برای تقرب به خداوند به دنبال وسیله هستند و ما وسیله و واسطۀ خداوند در میان خلقش هستیم .
شرح نهج البلاغه ، ج ۱۶ ، ص۲۱۱ و السقیفه وفدک ، ص ۱۰۱ و بلاغات النساء ، بغدادی ، ص ۱۴٫

و از عایشه در بارۀ خوارج نقل شده است که پیامبر فرمود :
هم شرّ الخلق والخلیقه ، یقتلهم خیر الخلق والخلیقه ، وأقربهم عند اللّه وسیله .
خوارج ، بدترین خلائق هستند ، آن‌ها را بهترین فرد از میان خلائق که نزدیک‌ترین وسیله به خداوند هستند ، خواهد کشت .

شرح نهج البلاغه ، ج۲ ، ص۲۶۷ از مسند احمد ؛ اما این روایت را دستان امانت‌دار اهل سنت حذف کرده‌اند . و المناقب ، ابن المغازلی ، ص۵۶ ، ح ۷۹٫
و از أبی هریره در بارۀ قصۀ حضرت آدم نقل شده است :

یا آدم هؤلاء صفوتی… فإذا کان لک لی حاجه فبهؤلاء توسل، فقال النبی: نحن سفینه النجاه من تعلق بها نجا ومن حاد عنها هلک، فمن کان له إلى الله حاجه فلیسألنا أهل البیت .

ای آدم ! آن‌ها ( اهل بیت ) برگزیدگان من هستند … هر وقت حاجتی داشتی آن‌‌ها را واسطه قرار بده . پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند : ما کشتی نجات هستیم ، هر کس سوار این کشتی شد ، نجات خواهد یافت و هر کس سر پیچی کند ، هلاک می‌شود ، هر کسی حاجتی به سوی خداوند دارد ، باید ما اهل بیت را واسطه قرار دهد .

فرائد السمطین ، ج۱ ، ص ۳۶ ح ۱ و المناقب للخوارزمی ، ص ۳۱۸ ، ح ۳۲۰ .

و سیوطی نقل می‌کند که حضرت آدم به درگاه خداوند چنین استغاثه می‌کرد :

اللهمّ إنّی أسألک بحقّ محمد وآل محمد سبحانک لا إله إلا أنت، عملت سوءً، وظلمت نفسی فاغفر لی إنّک أنت الغفور الرحیم، فهؤلاء الکلمات التی تلقى آدم .
بار خدایا ! از تو درخواست می‌کنم به حق محمد و آل محمد که تو پاک و منزهی و غیر از تو خدای نیست ، من کاری بدی کردم و به خود ظلم نمودم ؛ پس مرا ببخش که تو بخشنده و مهربان هستی … .
الدر المنثور ، ج۱ ، ص ۶۰٫

و همچنین آیات بسیاری در قرآن کریم وجود دارد که توسل به غیر خداوند را مشروع می‌داند ؛ از جمله :

یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ . یوسف / ۹۷ .

گفتند: «اى پدر ! براى گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم »

در این آیه خداوند داستان برادران حضرت یوسف علیه السلام را یادآوری می‌کند که آن‌ها بعد از پیشیمانی از کردارشان به پیش حضرت یعقوب علیه السلام آمدند و از او که پیامبر خدا بود درخواست کردند که از خداوند برای آن‌ها طلب بخشش کند . حضرت یعقوب هم نگفت که چرا خودتان مستقیماً سراغ خداوند نمی‌روید و به من متوسل شده‌اید ؛ بلکه به آن‌ها وعده داد که از خداوند برای آن‌ها طلب بخشش خواهد کرد :

قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ . یوسف / ۹۸ .

گفت : « به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم ، که او همانا آمرزنده مهربان است » .

همچنین خداوند در آیۀ ۶۴ سورۀ نساء می‌فرماید :

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا .

و اگر آنان وقتى به خود ستم کرده بودند ، پیش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و پیامبر [ نیز ] براى آنان طلب آمرزش مى کرد ، قطعاً خدا را توبه پذیرِ مهربان مى یافتند .

این آیه نشان می‌دهد که باید برای طلب بخشش از خداوند واسطه و وسیلۀ آبروداری را پیدا کرد تا خداوند به خاطر او حاجات انسان را برآورده سازد .

ادامه‌ی پست