تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

شادی آل زیاد و آل مروان چگونه بود – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

شادی آل زیاد و آل مروان چگونه بود؟

آنان روز عاشورا را به عنوان روز پرخیز و برکت خود قرار دادند و دستور به روزه‌داری این روز کردند و اهل بیت(ع) از روزه روز عاشورا به دلیل عدم شباهت با بنی‌امیه نهی کردند و فرمودند روز بگیرید عاشورا با نهی از خوردن و آشامیدن تا قبل از غروب و قبل از غروب افطار کنید، چرا که عزیز ما در روز عاشورا هم گرسنه و هم تشنه شهید شدند، بنابراین نزدیک غروب آفتاب که دیگر حضرت به شهادت رسیده است، غذا خوردن شما کراهت ندارد. این حدیث از امام صادق(ع) در کتاب مصباح متهجد نوشته شیخ طوسی نقل شده است.

ادامه‌ی پست

رواحی که به درگاه امام حسین (ع) سر تعظیم فرود می‌آوردند

منظور از ارواحی که به درگاه امام حسین(ع) سر تعظیم فرود می‌آوردند، چیست؟

«حَلَت» به معنای وارد شدن همراه با کرنش و خضوع است، یک وقت شخص با احترام و تواضع به انسان وارد می‌شود، به این حالت حلول گفته می‌شود و اگر داخل شدن بدون تواضع باشد به آن دخول گفته می‌شود، در زیارت عاشورا سلام می‌دهیم به روح‌هایی که در مقابل عظمت امام حسین(ع) حلول کردند یعنی با تمام تواضع به درگاه ایشان آمدند که در درجه اول منظور یاران سیدالشهدا(ع) که در کنار حضرت در پایین پای او جسم آن‌ها قرار دارد و در مرحله دوم ارواح تمام انبیاء، صالحین، شهدا و مؤمنان است که در برابر عظمت حرکت سیدالشهدا سر تعظیم نهاده‌اند، در کامل الزیارات عبارت «واناخت برحلک» نیز وجود دارد که «اناخه» به معنای خم شدن تا حدی که صورت به زمین نزدیک شود، هست. شتربان وقتی می‌خواهد شتر را بخواباند، آن قدر سر او را پایین می‌آورد که به زمین نزدیک می‌شود عرب به آن «اناخه» می‌گوید، می‌خواهد بگوید آن قدر به امام حسین(ع) تعظیم کردند که نزدیک است در اثر خم شدن نزدیک است سر آنان به زمین برسد و شاید دلیل بوسیدن عتبه -پاشنه درب ورودی حرم امام معصوم(ع)- همین باشد که انسان سر تعظیم به آستانش بساید.

ادامه‌ی پست

منظور از مضاعف شدن لعن در زیارت عاشورا چیست – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

منظور از مضاعف شدن لعن چیست؟

لعن به معنی دوری از رحمت خدا و رسیدن به عذاب الهی همان طور که رحمت خدا برای برخی چندین برابر می‌شود، همانند پاداش انفاق که به فرموده قرآن ۷۰۰ برابر می‌شود، سوره بقره آیه ۲۶۱، لعنت خدا نیز برای برخی چند برابر می‌شود بستگی به گناه دارد، در زیارت عاشورا از خدا می‌خواهیم که لعنت خود را بر بنی‌امیه مضاعف گرداند.

ادامه‌ی پست

ویژگی‌های اصحاب امام حسین (ع) – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

ویژگی‌های اصحاب امام حسین(ع) چیست که خدا به آن‌ها سلام می‌دهد؟

اصلی‌ترین ویژگی یاران امام حسین(ع) شناخت امام زمان است، شناختی که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: هر کس آن شناخت را نداشته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است و جایگاه اصحاب امام حسین(ع) در روزگاری که نزدیک ۳۰ هزار نفر علیه امام زمانشان شمشیر کشیده‌اند معلوم می‌شود، اصحابی که امام صادق(ع) فرمودند: پدر و مادرم به فدای شما!

در کلام عربی وقتی گفته می‌شود «بابی انت و امی» کنایه از آن است که پدر و مادر من این عمل و رفتار شما را در یاری از حجت خدا می‌پسندند، نه به این معنا که شخص فدای شخص دیگر شود، بعضی‌ها شبهه می‌اندازند که چرا امام صادق(ع) فرموده: «بابی انت وامی» و آن هم خطاب به شهدای کربلا، یعنی امام باقر(ع) فدای یک شخص عادی شود! نه این نیست، بلکه منظور فدای حرکت و عمل که همان اطاعت از امام معصوم(ع) است وگرنه در روایات ما نهی شده است که کسی پدر و مادر خود را فدای شخص دیگر کند، مگر اینکه از دنیا رفته باشند.

ادامه‌ی پست

واکنش امام حسین (ع) به ساخت خانه‌های مجلل – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

واکنش امام حسین(ع) به ساخت خانه‌های مجلل

متن ابن حدیث از کتاب مستدرک الوسائل منتشر می‌شود.

قالَ الْحُسَیْنُ علیه السلام: اَخْرَبْتَ دارَکَ، وَعَمَّرْتَ دارَ غَیْرِکَ، غَرَّکَ مَنْ فِى الاَْرْضِ، وَمَقَّتَکَ مَنْ فِى السَّماءِ.

امام حسین علیه‌السلام به کسى که خانه مجلل ساخته بود و از امام علیه السلام خواست تبرّک کند امام پس از بازدید خانه چنین فرمودند: خانه خود را خراب کردى و خانه دیگران را آباد نمودى، کسى که روى زمین است تو را مغرور کرده و آنکه درآسمان است (خدا) تو را دشمن داشته است.

منبع: تنبیه الخواطر، ج ۱، ص ۷۰ .مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۴۶۷

ادامه‌ی پست

گریه شیطان در روز عاشورا – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

شیطان هم در روز عاشورا گریه کرد

پدر آیت الله سید محمدتقی مدرسی نقل می‌کند:
عصر عاشورای سال ۶۱ هجری ، شیطانک ها دیدند که ابلیس سرکرده آنان، به سر و صورت می‌زند و می‌گرید.
گفتند: امروز که تو باید خوشحال باشی از چه رو پریشانی و گریان؟
گفت: اشتباه بزرگی کردم که این جماعت را واداشتم که حسین را بکشند.
گفتند:چطور؟ مگر تو نمی‌خواستی این جمع به ظاهر مسلمان ، راهی جهنم شوند؟ و مگر نشدند؟
گفت:چرا چنین شد ولی از این نکته غفلت کرده بودم که با این کار ، باب رحمت الهی به روی مردم باز می‌شود هرکس به نحوی خود را در دستگاه امام حسین علیه السلام جای می‌دهد و از شفاعت او بهره مند می‌گردد.

السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)

منبع:
کتاب کعبه ام (نویسنده سعید روح افزا صفحه ۱۲۷)

ادامه‌ی پست

چهل حدیث زیارت امام حسین (ع) در کربلا – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

چهل حدیث زیارت امام حسین علیه‌السلام در کربلا

در مکتب شیعه شخصیت و زیارت امام حسین علیه‌السلام از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است و روایات بسیاری در مورد ایشان ذکر شده است. در این مطلب چهل حدیث از اهل بیت علیهم السلام در مورد امام حسین علیه السلام می‌خوانید.

فصل اول

اهمیت زیارت امام حسین علیه السلام
۱-خیرخواهی خداوند

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ وَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ السُّوءَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ بُغْضَ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ بُغْضَ زِیَارَتِهِ

امام صادق علیه السلام فرمودند: هرکسی که خداوند خیرش را بخواهد، حب امام حسین علیه السلام و حب زیارتش را در قلب او می‌اندازد و هر که را خداوند بدیش را بخواهد، بغض نسبت به امام حسین علیه السلام و بغض زیارت آن حضرت را در قلب او می اندازد.(وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۴۹۶)

۲-حسرت در روز قیامت

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ أَحَدٍ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِلَّا وَ هُوَ یَتَمَنَّى أَنَّهُ زَارَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع لَمَّا یَرَى لِمَا یُصْنَعُ بِزُوَّارِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ مِنْ کَرَامَتِهِمْ عَلَى اللَّهِ

از امام صادق علیه السلام روایت شده: هیچ کس نیست در روز قیامت مگر اینکه آرزو می‌کند ای کاش امام حسین علیه السلام را زیارت کرده بودم آن هنگامی که می بیند که با زوار امام حسین علیه السلام چه می‌کنند، چقدر نزد خداوند مورد کرامت واقع می‌شوند. (وسائل الشیعه/ ج۱۴/ص۴۲۴)

۳-زیارت خداوند

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع بِشَطِّ الْفُرَاتِ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ

امام رضا علیه السلام فرمودند: هر کس اباعبدلله علیه السلام را کنار شط فرات زیارت کند، مانند کسی است که خداوند را در بالای عرش زیارت کرده است. ( تهذیب‏ الأحکام ج : ۶ ص : ۴۶)

۴-همسایگی با اهل البیت(علیهم السلام)

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَکُونَ فِی جِوَارِ نَبِیِّهِ وَ جِوَارِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهَ فَلَا یَدَعْ زِیَارَهَ الْحُسَیْنِ ع

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر که می‌خواهد در جوار پیامبرش(صلی الله علیه وآله) و جوار امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه (علیهاالسلام) باشد، زیارت امام حسین علیه السلام را رها نکند. ( وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۴۲۵)

۵-زیارتی بهتر از حج

عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ وَ اللَّهِ لَوْ أَنِّی حَدَّثْتُکُمْ فِی فَضْلِ زِیَارَتِهِ لَتَرَکْتُمُ الْحَجَّ رَأْساً وَ مَا حَجَّ أَحَدٌ وَیْحَکَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ اتَّخَذَ کَرْبَلَاءَ حَرَماً آمِناً مُبَارَکاً قَبْلَ أَنْ یَتَّخِذَ مَکَّهَ حَرَماً قَالَ ابْنُ أَبِی یَعْفُورٍ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ عَلَى النَّاسِ حِجَّ الْبَیْتِ وَ لَمْ یَذْکُرْ زِیَارَهَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ وَ إِنْ کَانَ کَذَلِکَ فَإِنَّ هَذَا شَیْ‏ءٌ جَعَلَهُ اللَّهُ هَکَذَا أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع إِنَّ بَاطِنَ الْقَدَمِ أَحَقُّ بِالْمَسْحِ مِنْ ظَاهِرِ الْقَدَمِ وَ لَکِنَّ اللَّهَ فَرَضَ هَذَا عَلَى الْعِبَادِ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْإِحْرَامَ لَوْ کَانَ فِی الْحَرَمِ کَانَ أَفْضَلَ لِأَجْلِ الْحَرَمِ وَ لَکِنَّ اللَّهَ صَنَعَ ذَلِکَ فِی غَیْرِ الْحَرَمِ

از امام صادق علیه السلام روایت شده: به خدا قسم، اگر در فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام با شما سخن می‌گفتم، قطعا، حج را به طور کلی رها می‌کردید، و هیچکدام از شما حج نمی رفت، مگر نمی دانی که خداوند سبحان قبل از اینکه مکه را حرم خود بگیرد، کربلا را حرم امن و مبارک خود گرفت، ابن ابی یعفور عرضه داشت؛ خداوند حج بیت الله را بر مردم واجب نمود در حالی که ذکری از زیارت امام حسین علیه السلام نیاورد، حضرت فرمودند: اگر چه این گونه است، چرا که این چیزی است که خداوند آن را چنین قرار داده است، آیا نشنیده ای کلام امیرالمومنین علیه السلام را که: همانا کف پا (باطن قدم) سزاوارتر به مسح کشیدن نسبت به روی پا می‌باشد، لیکن خداوند مسح ظاهر پا را بر بندگان واجب نموده است، آیا نمی‌دانی که احرام بستن اگر در حرم بود، بهتر می بود، لیکن خداوند احرام بستن را در غیر حرم مفروض نمود. (وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۵۱۴)

فصل دوم

آثار و برکات زیارت امام حسین علیه السلام
۶-اگر مردم می دانستند…

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی‏جَعْفَرٍ ع قَالَ لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِی زِیَارَهِ الْحُسَیْنِ ع مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقاً وَ تَقَطَّعَتْ أَنْفُسُهُمْ عَلَیْهِ حَسَرَاتٍ قُلْتُ وَ مَا فِیهِ قَالَ مَنْ زَارَهُ شَوْقاً إِلَیْهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّهٍ مُتَقَبَّلَهٍ وَ أَلْفَ عُمْرَهٍ مَبْرُورَهٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ شَهِیدٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ صَائِمٍ وَ ثَوَابَ أَلْفِ صَدَقَهٍ مَقْبُولَهٍ وَ ثَوَابَ أَلْفِ نَسَمَهٍ أُرِیدَ بِهَا وَجْهُ اللَّهِ

محمد بن مسلم از امام باقرعلیه السلام روایت کرده: اگر مردم می‌دانستند، زیارت امام حسین علیه السلام چقدر فضیلت و ثواب دارد، به درستی که از شوق می مردند و نفس‌هایشان از روی حسرت بند می آمد. گفتم: چقدر فضیلت دارد، حضرت فرمودند: هر کس امام حسین علیه السلام را زیارت کند از روی اشتیاقی که به او دارد، خدا برایش هزار حج مقبول و هزار عمره مبروره و اجر هزار شهید از شهداء بدر و اجر هزار روزه دار و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب هزار بنده آزاد کردن که مراد از آن رضای خدا باشد، می نویسد. ( وسائل الشیعه/ ج۱۴/ص۴۵۳)

۷-کمترین ثواب زائر کربلا

قَالَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى ع أَدْنَى مَا یُثَابُ بِهِ زَائِرُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع بِشَطِّ الْفُرَاتِ إِذَا عَرَفَ حَقَّهُ وَ حُرْمَتَهُ وَ وَلَایَتَهُ أَنْ یُغْفَرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ

– امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: کمترین آنچه از ثواب که به زائر اباعبدالله علیه السلام کنار نهر فرات داده می شود آنگاه که حق و حرمت و ولایت او را بشناسد، این است که آنچه از گناهان پیش فرستاده و بعداً می فرستد (گناهان گذشته و آینده او) آمرزیده می شود. (الکافی/ ج۴/ص۵۸۲)

۸- استغفار اهل بیت (علیهم السلام) برای زائران

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّدٍ ع یَقُولُ إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع عِنْدَ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَنْظُرُ إِلَى مَوْضِعِ مُعَسْکَرِهِ وَ مَنْ حَلَّهُ مِنَ الشُّهَدَاءِ مَعَهُ وَ یَنْظُرُ إِلَى زُوَّارِهِ وَ هُوَ أَعْرَفُ بِهِمْ وَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ دَرَجَاتِهِمْ وَ مَنْزِلَتِهِمْ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَحَدِکُمْ بِوَلَدِهِ وَ إِنَّهُ لَیَرَى مَنْ سَکَنَهُ فَیَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ یَسْأَلُ آبَاءَهُ ع أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لَهُ وَ یَقُولُ لَوْ یَعْلَمُ زَائِرِی مَا أَعَدَّ اللَّهُ لَهُ لَکَانَ فَرَحُهُ أَکْثَرَ مِنْ غَمِّهِ وَ إِنَّ زَائِرَهُ لَیَنْقَلِبُ وَ مَا عَلَیْهِ مِنْ ذَنْبٍ

امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا حسین بن علی علیهما السلام از نزد پروردگارش نگاه می کند به موضع اردوگاهش و محلی که شهدا با او قرار دارند و به زائرانش نیز نظر می اندازد، در حالی که ایشان به خوبی آنها را و نام‌هایشان و نام پدرانشان و درجات آنها و منزلت آنها را نزد خداوند، بهتر از احدی از شما نسبت به فرزندانش می شناسد، و به درستی که امام حسین علیه السلام می بینید چه کسی ساکن کربلا شده (جهت زیارت) و برای او استغفار می کند و از پدران بزرگوارش می خواهد برای او استغفار کنند و می فرماید: اگر زائر من می‌دانست، آنچه را که خداوند برای او مهیا نموده است شادی‌اش بیشتر از غمش می شد و همانا زائر امام حسین علیه السلام از زیارت برمی گردد در حالی که هیچ گناهی بر او باقی نمی ماند. (وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۴۲۳)

۹- شادی دل اهل بیت(علیهم السلام)

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ …ٍ وَ لَوْ یَعْلَمُ الزَّائِرُ لِلْحُسَیْنِ ع مَا یَدْخُلُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مِنَ الْفَرَحِ وَ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِلَى فَاطِمَهَ وَ إِلَى الْأَئِمَّهِ ع وَ الشُّهَدَاءِ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ مَا یَنْقَلِبُ بِهِ مِنْ دُعَائِهِمْ لَهُ وَ مَا لَهُ فِی ذَلِکَ مِنَ الثَّوَابِ فِی الْعَاجِلِ وَ الْآجِلِ وَ الْمَذْخُورِ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ لَأَحَبَّ أَنْ یَکُونَ مَا ثَمَّ دَارَهُ مَا بَقِیَ وَ إِنَّ زَائِرَهُ لَیَخْرُجُ مِنْ رَحْلِهِ فَمَا یَقَعُ قَدَمُهُ عَلَى شَیْ‏ءٍ إِلَّا دَعَا لَهُ فَإِذَا وَقَعَتِ الشَّمْسُ عَلَیْهِ أَکَلَتْ ذُنُوبَهُ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ وَ مَا تُبْقِی الشَّمْسُ عَلَیْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ شَیْئاً فَیَنْصَرِفُ وَ مَا عَلَیْهِ ذَنْبٌ وَ قَدْ رُفِعَ لَهُ مِنَ الدَّرَجَاتِ مَا لَا یَنَالُهُ الْمُتَشَحِّطُ فِی دَمِهِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ یُوَکَّلُ بِهِ مَلَکٌ یَقُومُ مَقَامَهُ وَ یَسْتَغْفِرُ لَهُ حَتَّى یَرْجِعَ إِلَى الزِّیَارَهِ أَوْ یَمْضِیَ ثَلَاثُ سِنِینَ أَوْ یَمُوتَ وَ ذَکَرَ الْحَدِیثَ بِطُولِهِ

– از امام صادق علیه السلام روایت شده: اگر زائر امام حسین علیه السلام می دانست به واسطه این زیارت که چقدر شادی و سرور بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و بر امیرالمؤمنین علیه السلام و بر حضرت فاطمه (علیهاالسلام) و به شهدا از ما اهل بیت وارد می‌آید و اگر می دانست آنچه از دعای ایشان به واسطه زیارتش، هنگامی که برمی گردد و آنچه را که از ثواب در همین دنیا و در آخرت خواهد داشت و آنچه را که برای او پیش خداوند ذخیره شده است، هر آینه دوست می داشت که آنجا (کربلا) خانه اش می بود و همانا زائر امام حسین علیه السلام از این مسافرتش بر‌می‌گردد و گامش بر روی چیزی نمی آید مگر اینکه برای او دعا می‌کند و هنگامی که خورشید بر او می تابد، گناهانش را از بین می برد، همان طور که آتش هیزم را از می سوزاند، خورشید چیزی از گناهان او باقی نمی‌گذارند، پس برمی‌گردد در حالی که هیچ گناهی بر او نیست و برای او درجاتی رفیع خواهد شد که کسی که در خون خود، در راه خدا غوطه ور است بدان نمی رسد و فرشته ای به جای او موکل خواهد شد و برای او استغفار می کند، تا اینکه دوباره به زیارت برگردد، یا اینکه ۳ سال بگذرد یاتا وقتی که بمیرد. (مستدرک الوسائل/ج۱۰/ص۳۴۳)

۱۰- برکت در روزی وطول عمر

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَهِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَإِنَّ إِتْیَانَهُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ یَمُدُّ فِی الْعُمُرِ وَ یَدْفَعُ مَدَافِعَ السُّوءِ وَ إِتْیَانَهُ مُفْتَرَضٌ عَلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ یُقِرُّ لَهُ بِالْإِمَامَهِ مِنَ اللَّهِ

– امام باقر علیه السلام فرمودند: شیعیان ما را به زیارت امام حسین علیه السلام امرکنید، چرا که زیارتش روزی را افزون می‌کند و عمر را طولانی می‌گرداند و بلاها و بدی‌ها را دفع می‌کند و زیارت کردن امام حسین علیه السلام بر هر مومنی که اقرار به امامت او از جانب خدا داشته باشد،واجب است.(تهذیب الاحکام/ج۶/ص۴۲)

۱۱- ضمانت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

عن أبی عبد الله ع قال إن لله عز و جل ملائکه موکلین بقبر الحسین ع فإذا هم الرجل بزیارته أعطاهم ذنوبه فإذا أخطأ محوها ثم إذا أخطأ ضاعفوا له حسناته فما تزال حسناته تضاعف حتى توجب له الجنه ثم اکتنفوه فقدسوه‏ و ینادون ملائکه السماء أن قدسوا زوار قبر حبیب حبیب الله فإذا اغتسلوا ناداهم محمد ص یا وفد الله أبشروا بمرافقتی فی الجنه ثم ناداهم أمیر المؤمنین علی ع أنا ضامن لحوائجکم و دفع البلاء عنکم فی الدنیا و الآخره ثم اکتنفوهم عن أیمانهم و عن شمائلهم حتى ینصرفوا إلى أهالیهم

امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا برای خداوند عزوجل ملائکه‌ای موکل نزد قبر امام حسین علیه السلام می باشد، هنگامی که احدی قصد زیارتش را می نماید، گناهانش را به آنها عطا می کند و همین که گام برمی دارد آن گناهان را محو می کند، پس هنگامی که گام برمی دارد حسناتش را مضاعف می نماید، همچنان حسنات او مضاعف می‌گردد تا اینکه بهشت بر او واجب می شود، سپس او را میان خود دربرمی‌گیرند و او را مقدس می گرداند و ملائکه آسمان ندا می کنند که زوار قبر حبیب و حبیب خداوند را مقدس بدارید، هنگامی که غسل می کنند حضرت محمد (ص) آنرا ندا می‌کند. بشارت باد شما را بر همراهی با من در بهشت پس آنها را امیرالمؤمنین علیه السلام ندا می کند من حوائج شما و دفع بلا از شما را در دنیا و آخرت ضامن هستم پس آن ملائکه زائران را از جانب راست ایشان و چپ ایشان، آنها در بر می گیرند تا اینکه به سوی اهل خود برمی‌گردند.( ثواب الاعمال /ص۹۲ )

۱۲- عَنْ سَیْفٍ التَّمَّارِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ زَائِرُ الْحُسَیْنِ ع مُشَفَّعٌ یَوْمَ الْقِیَامَهِ لِمِائَهِ رَجُلٍ کُلُّهُمْ قَدْ وَجَبَتْ لَهُمُ النَّارُ مِمَّنْ کَانَ فِی الدُّنْیَا مِنَ الْمُسْرِفِینَ

سیف تمار از امام صادق علیه السلام نقل فرمودند: شنیدم که ایشان می فرمودند: زائر امام حسین علیه السلام شفیع صد نفر در روز قیامت می باشد کسانی که آتش دوزخ بر ایشان واجب شده است و کسانی که در دنیا از مسرفین بودند. (مستدرک الوسائل /ج۱۰/ص۲۵۳)

۱۳- عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ قَالَ لِی أَبُوعَبْدِ اللَّهِ ع هَلْ لَکَ فِی قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع قُلْتُ وَ تَزُورُهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ وَ کَیْفَ لَا أَزُورُهُ وَ اللَّهُ یَزُورُهُ کُلَّ لَیْلَهِ جُمُعَهٍ یَهْبِطُ مَعَ الْمَلَائِکَهِ إِلَیْهِ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَوْصِیَاءُ وَ مُحَمَّدٌ أَفْضَلُ الْأَنْبِیَاءِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَنَزُورُهُ فِی کُلِّ جُمُعَهٍ نُدْرِکُ زِیَارَهَ الرَّبِّ قَالَ نَعَمْ یَا صَفْوَانُ الْزَمْ ذَلِکَ یُکْتَبْ لَکَ زِیَارَهُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع وَ ذَلِکَ تَفْضِیلٌ وَ ذَلِکَ تَفْضِیلٌ

– امام صادق علیه السلام به صفوان شتردار فرمودند: آیا بهره ای از زیارت امام حسین علیه السلام داری؟ عرض کردم شما و زیارتش می کنید فدای شما بشوم، فرمودند: چگونه زیارتش نکنم و حال آنکه هر شب جمعه خداوند به همراه ملائکه و انبیاء و اوصیاء است، به زیارتش می آیند، عرض می آیند، عرض کردم، فدایت شوم پس در هر جمعه که زیارتش کنیم، زیارت پروردگار را نیز درک می کنیم، فرمودند: بله ای صفوان آن را ملزم باش تا اینکه برایت زیارت قبر امام حسین علیه السلام نوشته شود و این تفضیل است، و این تفضیل است.

أقول : المراد أن زیاره الرب له مجاز بمعنى زیاده التفضیل له وهو واضح. مرحوم حر عاملی گوید: مراد از زیارت کردن پرودگار او را؛ مجاز است به معنای زیادت تفضیل امام حسین علیه السلام و این واضح است. ( وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۴۸۰)

۱۴- عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ ع لَیْلَهَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ مَنْ زَارَهُ یَوْمَ عَرَفَهَ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّهٍ مُتَقَبَّلَهٍ وَ أَلْفَ عُمْرَهٍ مَبْرُورَهٍ وَ مَنْ زَارَهُ یَوْمَ عَاشُورَاءَ فَکَأَنَّمَا زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ

– امام باقر علیه السلام کسی که در شب نیمه شعبان امام حسین علیه السلام را زیارت کند خداوند آنچه را که او از گناهان پیش فرستاده و آنچه می فرستد را می آموزد (گناهان گذشته و آینده او) و هرکس او را در روز عاشورا زیارت کند، خداوند هزار حج مقبول و هزار عمره مبرور برایش می نویسد، و هرکس او را در روز عاشورا زیارت کند، کانه خداوند را در بالای عرش او زیارت کرده است.( وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۴۶۹)

۱۵-عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یُصَافِحَهُ مِائَهُ أَلْفِ نَبِیٍّ وَ عِشْرُونَ أَلْفَ نَبِیٍّ فَلْیَزُرْ قَبْرَالْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فِی النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَإِنَّ أَرْوَاحَ النَّبِیِّینَ ع تَسْتَأْذِنُ اللَّهَ فِی زِیَارَتِهِ فَیُؤْذَنُ لَهُمْ

– امام صادق علیه السلام : هرکس دوست دارد که صدوبیست هزار پیامبر با او مصافحه کنند، پس قبر امام حسین علیه السلام در نیمه شعبان زیارت کند چرا که ارواح پیامبران علیه السلام از خداوند اذن می گیرند در مورد زیارت امام حسین علیه السلام و به ایشان اذن داده می شود. (تهذیب الاحکام/ج۶/ص۴۸)

۱۶-َ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا کَانَ لَیْلَهُ الْقَدْرِ وَ فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ نَادَى مُنَادٍ تِلْکَ اللَّیْلَهَ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ غَفَرَ لِمَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع فِی هَذِهِ اللَّیْلَهِ

– امام صادق علیه السلام : هنگامی که شب قدر فرا رسد که در آن شب هر امر محکمی یک منادی در آن شب از درون ندا می زند؛ همانا خداوند تعالی به درستی که هر آنکس را که در این شب به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده را آمرزید.

۱۷- عَنْ یُونُسَ بْنِ ظَبْیَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع یَوْمَ عَرَفَهَ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ أَلْفِ حَجَّهٍ مَعَ الْقَائِمِ ع وَ أَلْفَ أَلْفِ عُمْرَهٍ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عِتْقَ أَلْفِ أَلْفِ نَسَمَهٍ وَ حُمْلَانَ أَلْفِ أَلْفِ‏فَرَسٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ سَمَّاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَبْدِیَ الصِّدِّیقُ آمَنَ بِوَعْدِی وَ قَالَتِ الْمَلَائِکَهُ فُلَانٌ صِدِّیقٌ زَکَّاهُ اللَّهُ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ وَ سُمِّیَ فِی الْأَرْضِ کَرُوبِیّاً

امام صادق علیه السلام : هر کس قبر امام حسین علیه السلام را روز عرفه زیارت کند، خداوند برای او هزار هزارحج به مراه حضرت قائم (عج)، و هزار هزار عمره با رسول خدا (ص) و ثواب آزاد کردن هزار هزار برده و به اندازه هزار هزار اسب و خداوند او را می نامد بنده صدیق من بوعده من ایمان آورده و ملائکه ندا می‌دهند فلانی صدیق است و خداوند از بالای عرش خود او را تزکیه نموده است و در زمین کروبی نامیده می‌شود.(تهذیب الاحکام/ج۶/ص۵۱۷)

۱۸-قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع لَیْلَهً مِنْ ثَلَاثٍ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ قُلْتُ أَیُّ اللَّیَالِی جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ لَیْلَهُ الْفِطْرِ وَ لَیْلَهُ الْأَضْحَى وَ لَیْلَهُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَان‏

– امام صادق علیه السلام : هر کس در شبی از سه شب قبر امام حسین علیه السلام را زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می آمرزد، عرض کردم فدایتان بشوم کدام شبها فرمودند: شب عید فطر و شب عید قربان و شب نیمه شعبان. ( تهذیب الاحکام/ج۶/ص۴۹)

۱۹- عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ بَاتَ عِنْدَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع لَیْلَهَ عَاشُورَاءَ لَقِیَ اللَّهَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مُلَطَّخاً بِدَمِهِ کَأَنَّمَا قُتِلَ مَعَهُ فِی عَرْصَهِ کَرْبَلَاءَ

– امام صادق علیه السلام: هر کس شب عاشورا کنار قبر امام حسین علیه السلام بیتوته کند، خداوند را در روز قیامت در حالی که آغشته به خون می باشد، زیارت می کند گویی که در میدان کربلا همراه با امام حسین علیه السلام شهید شده است. وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۴۷۷

۲۰-َ رُوِیَ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ ع أَنَّهُ قَالَ عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاهُ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَهُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

– از امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده: نشانه های مؤمن پنج چیز است: پنجاه و یک رکعت نماز و زیارت اربعین و انگشتر به دست راست نمودن و سر به خاک گذاشتن حین نماز و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم (تهذیب الاحکام/ج۶/ص۵۲)

فصل سوم

آداب زیارت
۲۱-عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا أَتَیْتَ الْحُسَیْنَ ع فَمَا تَقُولُ قُلْتُ أَشْیَاءَ أَسْمَعُهَا مِنْ رُوَاهِ الْحَدِیثِ مِمَّنْ سَمِعَ مِنْ أَبِیکَ قَالَ أَ فَلَا أُخْبِرُکَ عَنْ أَبِی عَنْ جَدِّی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع کَیْفَ کَانَ یُصْنَعُ فِی ذَلِکَ قَالَ قُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ إِذَا أَرَدْتَ الْخُرُوجَ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَصُمْ قَبْلَ أَنْ تَخْرُجَ ثَلَاثَهَ أَیَّامٍ یَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ وَ یَوْمَ الْخَمِیسِ وَ یَوْمَ الْجُمُعَهِ فَإِذَا أَمْسَیْتَ لَیْلَهَ الْجُمُعَهِ فَصَلِّ صَلَاهَ اللَّیْلِ ثُمَّ قُمْ فَانْظُرْ فِی نَوَاحِی السَّمَاءِ وَ اغْتَسِلْ تِلْکَ اللَّیْلَهَ قَبْلَ الْمَغْرِبِ ثُمَّ تَنَامُ عَلَى طُهْرٍ فَإِذَا أَرَدْتَ الْمَشْیَ إِلَیْهِ فَاغْتَسِلْ وَ لَا تَطَیَّبْ وَ لَا تَدَّهِنْ وَ لَا تَکْتَحِلْ حَتَّى تَأْتِیَ الْقَبْرَ

– امام صادق علیه السلام به ابوبصیر فرمودند: هنگامیکه نزد قبر امام حسین علیه السلام می روی چه می گویی، عرض کرد: چیزهایی می گویم که از راویان حدیث شنیده ام از آنانی که از پدر بزرگوارتان شنیده اند. فرمودند: آیا تو را با خبر نسازم از پدرم از جدم علی بن حسین علیه السلام چگونه آنجا به اعمال می پرداخت عرض کردم: آری فدایتان شوم. حضرت فرمودند هرگاه خواستی برای زیارت حسین علیه السلام بیرون روی قبل از اینکه خارج شوی سه روز روزه بگیر روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه پس هنگامیکه شب جمعه فرا رسید نماز شب بخوان پس برخیز و به اطراف آسمان نظاره کن و در آن شب غسل کن قبل از مغرب پس بخواب در حالی که با طهارت باشی پس هنگامی که خواستی پیاده بسوی قبرش روی، غسل نما و خود را خوشبو مکن و از روغن نیز استفاده مکن و سرمه نیز استفاده نکن تا اینکه بسمت قبر بروی. (تهذیب الاحکام/ج۶/ص۷۶*

۲۲- قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَأْتُونَ قَبْرَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَیَتَّخِذُونَ سُفَراً أَ مَا إِنَّهُمْ لَوْ أَتَوْا قُبُورَ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ لَمْ یَفْعَلُوا ذَلِکَ قُلْتُ فَأَیَّ شَیْ‏ءٍ یَأْکُلُونَ قَالَ الْخُبْزَ وَ اللَّبَنَ

امام صادق علیه السلام : برخی از مردم می روند به زیارت قبر حسین علیه السلام و با خود سفره هایی می برند همانا ایشان اگر به نزد قبور پدران و مادرانشان می رفتند چنین نمی کردند عرض کردم: پس چه بخورند، حضرت فرمودند: نان و شیر.( تهذیب الاحکام/ج۶/ص۷۷)

۲۳- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا زُرْتَ الْحُسَیْنَ ع فَزُرْهُ وَ أَنْتَ حَزِینٌ مَکْرُوبٌ أَشْعَثُ مُغْبَرٌّ جَائِعٌ عَطْشَانُ وَ اسْأَلْهُ الْحَوَائِجَ وَ انْصَرِفْ وَ لَا تَتَّخِذْهُ وَطَناً

– امام صادق علیه السلام: هرگاه خواستی امام حسین علیه السلام را زیارت کنی او را زیارت کن در حالی که محزون و مکروب ژولیده موی و غبار آلود و گرسنه و تشنه لب باشی و از اباعبدلله علیه السلام حوائجت را بخواه و برگرد و کربلا را وطن خود مگیر. ( تهذیب الاحکام/ج۶/ص۷۶)

۲۴-عَنْ دَاوُدَ الصَّرْمِیِّ قَالَ قُلْتُ لَهُ یَعْنِی أَبَا الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیَّ ع إِنِّی زُرْتُ آبَاءَکَ وَ جَعَلْتُ ذَلِکَ لَکَ فَقَالَ لَکَ بِذَلِکَ مِنَ اللَّهِ ثَوَابٌ وَ أَجْرٌ عَظِیمٌ وَ مِنَّا الْمَحْمَدَهُ

– داوود می گوید: به امام حسن عسکری عرض کردم: به درستی که من پدران بزرگوار شما را زیارت کرده ام و آن زیارت را برای شما قرار دادم. حضرت فرمودند: برای تو از جانب خداوند ثواب عظیمی است و از برای ما هم ستودن از برای توست. ( وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۵۹۳)

فصل چهارم

۲۵-ٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً فَقَالَ لَهُ إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ ع فَأَیَّ شَیْ‏ءٍ أَقُولُ قَالَ قُلْ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِیدٍ الْحَدِیثَ

حسین بن ثویر گوید: من و یونس بن طبیان نزد امام صادق علیه السلام بودیم انسش از ما بیشتر بود به حضرت عرضه داشت من بسیار امام حسین علیه السلام را یاد می کنم پس چه ذکری بگویم حضرت فرمودند: بگو “صلی الله علیک یا اباعبدالله” و این ذکر را سه مرتبه بگو چرا که سلام از نزدیک و دور به ایشان می‌رسد(وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۴۹۳)

۲۶-عَنْ مِسْمَعٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ‏عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ حَنَانٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَا سَدِیرُ تَزُورُ الْحُسَیْنَ ع فِی کُلِّ یَوْمٍ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لَا قَالَ فَمَا أَجْفَاکُمْ قَالَ فَتَزُورُونَهُ فِی کُلِّ جُمْعَهٍ قُلْتُ لَا قَالَ فَتَزُورُونَهُ فِی کُلِّ شَهْرٍ قُلْتُ لَا قَالَ فَتَزُورُونَهُ فِی کُلِّ سَنَهٍ قَالَ قُلْتُ قَدْ یَکُونُ ذَلِکَ قَالَ یَا سَدِیرُ مَا أَجْفَاکُمْ لِلْحُسَیْنِ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَلْفَیْ أَلْفِ مَلَکٍ شُعْثاً غُبْراً یَبْکُونَهُ وَ یَزُورُونَهُ لَا یَفْتُرُونَ وَ مَا عَلَیْکَ یَا سَدِیرُ أَنْ تَزُورَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع فِی کُلِّ جُمْعَهٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ أَوْ فِی کُلِّ یَوْمٍ مَرَّهً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ فَرَاسِخُ کَثِیرَهٌ فَقَالَ لِی اصْعَدْ فَوْقَ سَطْحِکَ ثُمَّ الْتَفِتْ یَمْنَهً وَ یَسْرَهً ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَکَ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ تَنْحُو نَحْوَ الْقَبْرِ فَتَقُولُ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ تُکْتَبُ لَکَ زَوْرَهً وَ الزَّوْرَهُ حَجَّهٌ وَ عُمْرَهٌ

امام صادق علیه السلام به سدیر فرمودند: ای سدیر آیا قبر حسین علیه السلام را هر روز زیارت می کنی؟ عرض کردم فدایت شوم نه، فرمودند: چقدر شما جفا می کنید آیا پس در هر ماه او را زیارت می کنی؟ عرض کردم: خیر فرمودند: آیا پس در هر سال او را زیارت می کنی: عرض کردم گاهی اوقات چنین می شود، فرمودند: ای‌ سدیر چقدر شما به حسین علیه السلام جفا می کنید مگر نمی دانی که خداوند هزار هزار فرشته ژولیده موی و غبار گرفته دارد که گریه می کنند و امام حسین علیه السلام را زیارت می کنند و هرگز خسته نمی شوند و هیچ باک و رنجی بر تو نیست ای سدیر که در هر جمعه ۵ مرتبه و در هر روز یک مرتبه قبر امام حسین علیه السلام را زیارت کنی، عرض کردم: فدایت شوم میان ما و او فرسخ های بسیاری است. حضرت فرمودند: بر روی پشت بام خانه ات برو، پس توجهی به جانب راست بعد چپ بنما پس سرت را بلند کن و بسوی آسمان پس رو کن بسمت قبر امام حسین علیه السلام و بگو “السلام علیک یا اباعبدلله السلام علیک و رحمه الله و برکاته” که برایت بدین خاطر یک زیارت نوشته می شود، این زیارت یک حج و یک عمره است سدیر گفت: چه بسیار که این فرمایش را در هر ماه بیش از بیست مرتبه انجام می دادم. (وسائل‏ الشیعه ج ۱۴ ص ۴۹۳)

فصل پنجم

۲۷-عن الحسن بن محبوب بن إسحاق بن عمار قال سمعت أبا عبد الله ع یقول موضع قبر الحسین ع منذ یوم دفن روضه من ریاض الجنه و قال موضع قبر الحسین ع ترعه من ترع الجنه

حسن بن محبوب گوید شنیدم از امام صادق علیه السلام فرمودند: موضع قبر امام حسین علیه السلام از روزی که در آن مدفون شده است، باغی است که از باغهای بهشتی و فرمودند موضع قبر او چشمه و قناتی از چشمه های بهشت است. ( ثواب الاعمال/ص۹۴)

۲۸- قَالَ الصَّادِقُ ع فِی طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ هُوَ الدَّوَاءُ الْأَکْبَرُ

– امام صادق علیه السلام : در طین قبر امام حسین علیه السلام شفایی است برای هر دردی و این طین بزرگترین داروست. (من لا یحضره الفقیه/ج۲/ص۵۹۹)

۲۹-أَحْمَدُ بْنُ فَهْدٍ فِی عُدَّهِ الدَّاعِی قَالَ رُوِیَ أَنَّ اللَّهَ عَوَّضَ الْحُسَیْنَ ع مِنْ قَتْلِهِ أَرْبَعَ خِصَالٍ جَعَلَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ وَ إِجَابَهَ الدُّعَاءِ تَحْتَ قُبَّتِهِ وَ الْأَئِمَّهَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ وَ أَنْ لَا تُعَدَّ أَیَّامُ زَائِرِیهِ مِنْ أَعْمَارِهِمْ

روایت شده که: همانا خداوند در عوض کشته شدن امام حسین علیه السلام چهار خصلت به ایشان عطا کرد، شفا را در تربت او، اجابت دعا را زیر گنبد او و امامان را از ذریه او قرار داد و اینکه روزهای زائران او از عمر آنها حساب نمی شود.( وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۵۳۷)

۳۰-بَعْضِ أَصْحَابِ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ دَخَلْتُ إِلَیْهِ فَقَالَ لَا تَسْتَغْنِی شِیعَتُنَا عَنْ أَرْبَعٍ خُمْرَهٍ یُصَلِّی عَلَیْهَا وَ خَاتَمٍ یَتَخَتَّمُ بِهِ وَ سِوَاکٍ یَسْتَاکُ بِهِ وَ سُبْحَهٍ مِنْ طِینِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِیهَا ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ حَبَّهً مَتَى قَلَبَهَا ذَاکِراً لِلَّهِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ حَبَّهٍ أَرْبَعُونَ حَسَنَهً وَ إِذَا قَلَبَهَا سَاهِیاً یَعْبَثُ بِهَا کُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَهً

یکی از اصحاب امام موسی بن جعفر علیه السلام از ایشان روایت نموده که فرمودند: شیعیان ما از چهار چیز بی‌نیاز نیستند سجاده ای که بر روی آن نماز بخوانند، انگشتری که آن را در انگشت دست بگذارد و مسواکی که با آن مسواک کند و تسبیحی از طین قبر امام حسین علیه السلام که در آن سی و سه دانه باشد،‌ هر گاه می گرداند در حالی که خداوند را ذکر می گوید برایش به هر دانه چهل حسنه نوشته می شود و هر گاه در حالی که ذکر نمی گوید برایش بیست حسنه نوشته می‌شود. (تهذیب الاحکام/ج۶/ص۷۵)

فصل ششم

۳۱-عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ نَظَرَ النَّبِیُّ ص إِلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع وَ هُوَ مُقْبِلٌ فَأَجْلَسَهُ فِی حِجْرِهِ وَ قَالَ إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَهً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً ثُمَّ قَالَ ع بِأَبِی قَتِیلُ کُلِّ عَبْرَهٍ قِیلَ وَ مَا قَتِیلُ کُلِّ عَبْرَهٍ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ لَا یَذْکُرُهُ مُؤْمِنٌ إِلَّا بَکَى

امام باقر علیه السلام فرمودند: پیامبر (ص) به امام حسین علیه السلام نگاه کردند در حالی که او به سمت ایشان روی می آوردند، پس ایشان امام حسین علیه السلام را در دامان خود نشانیدند و فرمودند: پدرم فدای کشته و اشک بشود گفته شد کشته و اشک کیست ای پسر رسول الله (ص)، فرمودند هیچ مومنی او را یاد نمی کند مگر اینکه گریه کند از برای او. (مستدرک الوسائل/ج۱۰/ص۳۱۸)

۳۲-َ قَالَ الرِّضَا ع فِی حَدِیثٍ فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَیْنِ فَلْیَبْکِ الْبَاکُونَ فَإِنَّ الْبُکَاءَ عَلَیْهِ یَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ‏ ثُمَّ قَالَ ع کَانَ أَبِی ع إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لَا یُرَى ضَاحِکاً وَ کَانَتِ الْکَآبَهُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتَّى تَمْضِیَ عَشَرَهُ أَیَّامٍ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْعَاشِرِ کَانَ ذَلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصِیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکَائِهِ وَ یَقُولُ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی قُتِلَ فِیهِ الْحُسَیْنُ ع

– امام رضا علیه السلام فرمودند: پس بر مانند حسین علیه السلام گریه کنندگان گریه کنند چرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد، پس فرمودند: پدرم هنگامی که ماه محرم فرا می رسید خنده کنان دیده نمی شد و گرفتگی و غمگینی بر ایشان غالب می شد تا اینکه ده روز سپری می شد و هنگامی که روز دهم می شد آن روز روز مصیبت و گریه اش می بود و می فرمود: این روزی است که در آن امام حسین علیه السلام را کشتند.(وسائل‏ الشیعه ج ۱۴ ص ۵۰۵)

۳۳-عن الریان بن شبیب عن الرضا ع…‏یا ابن شبیب إن بکیت على الحسین حتى تصیر دموعک على خدیک غفر الله لک کل ذنب أذنبته صغیرا کان أو کبیرا قلیلا کان أو کثیرا

امام رضا علیه السلام : ای پسر شبیب اگر بر حسین علیه السلام گریه کنی تا اینکه اشکهایت بر گونه هایت جاری شود خداوند هر گناهی را که مرتکب شده ای را چه صغیر باشد چه کبیر کم یا زیاد می آمرزد آنرا برای تو.(بحارالأنوار – ج ۴۴ – ص ۲۸۶ )

۳۴- عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ أَ مَا تَذْکُرُ مَا صُنِعَ بِهِ یَعْنِی بِالْحُسَیْنِ ع قُلْتُ‏ بَلَى قَالَ أَ تَجْزَعُ قُلْتُ إِی وَ اللَّهِ وَ أَسْتَعْبِرُ بِذَلِکَ حَتَّى یَرَى أَهْلِی أَثَرَ ذَلِکَ عَلَیَّ فَأَمْتَنِعُ مِنَ الطَّعَامِ حَتَّى یَسْتَبِینَ ذَلِکَ فِی وَجْهِی فَقَالَ رَحِمَ اللَّهُ دَمْعَتَکَ أَمَا إِنَّکَ مِنَ الَّذِینَ یُعَدُّونَ مِنْ أَهْلِ الْجَزَعِ لَنَا وَ الَّذِینَ یَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا أَمَا إِنَّکَ سَتَرَى عِنْدَ مَوْتِکَ حُضُورَ آبَائِی لَکَ وَ وَصِیَّتَهُمْ مَلَکَ الْمَوْتِ بِکَ وَ مَا یَلْقَوْنَکَ بِهِ مِنَ الْبِشَارَهِ أَفْضَلُ وَ لَمَلَکُ الْمَوْتِ أَرَقُّ عَلَیْکَ وَ أَشَدُّ رَحْمَهً لَکَ مِنَ الْأُمِّ الشَّفِیقَهِ عَلَى وَلَدِهَا إِلَى أَنْ قَالَ مَا بَکَى أَحَدٌ رَحْمَهً لَنَا وَ لِمَا لَقِینَا إِلَّا رَحِمَهُ اللَّهُ قَبْلَ أَنْ تَخْرُجَ الدَّمْعَهُ مِنْ عَیْنِهِ فَإِذَا سَالَ دُمُوعُهُ عَلَى خَدِّهِ فَلَوْ أَنَّ قَطْرَهً مِنْ دُمُوعِهِ سَقَطَتْ فِی جَهَنَّمَ لَأَطْفَأَتْ حَرَّهَا حَتَّى لَا یُوجَدَ لَهَا حَرٌّ وَ ذَکَرَ حَدِیثاً طَوِیلًا یَتَضَمَّنُ ثَوَاباً جَزِیلًا یَقُولُ فِیهِ وَ مَا مِنْ عَیْنٍ بَکَتْ لَنَا إِلَّا نُعِّمَتْ بِالنَّظَرِ إِلَى الْکَوْثَرِ وَ سُقِیَتْ مِنْهُ مَعَ مَنْ أَحَبَّنا

مسمع بن عبدالملک گوید: امام صادق علیه السلام در حدیثی به من فرمود: آیا یاد می کنی که چه کردند با امام حسین علیه السلام گفتم بله، فرمودند آیا جزع و بی تابی می کنی؟ گفتم آری بخدا قسم و بدین خاطر گریه می کنم اشک می ریزم تا اینکه اهل خانه ام اثر اشک را در من می بینند و از طعام امتناع می کنم تا اینکه اشک در رخسارم نمایان می شود.حضرت فرمودند: خداوند اشکت را رحمت کند به درستی که تو از کسانی هستی که از اهل جزع برای ما و از آنانی که به سبب شادی ما شادی می کند و بخاطر حزن ما محزون می شوند شمرده می شوند و بدرستیکه تو هنگام مرگت حاضر شدن پدران من را نزد آمده و توصیه کردن ایشان در مورد تو به ملک الموت را خواهی دید و آنچه که بدین خاطر از بشارت به تو می دهند بهتر و افضل می باشد، هیچ کسی از روی رحمت به ما و به خاطر آنچه که به ما وارد شده بر ما گریه نمی کند مگر اینکه خداوند قبل از اینکه اشک از چشم‌هایش در جهنم بیفتد قطعاً حرارت جهنم را خاموش خواهد نمود تا اینکه دیگر هیچ حرارتی نداشته باشد و هیچ چشمی نیست که بر ما گریه کند مگر اینکه به نگاه به کوثر بهره مند خواهد شود و از آن به همراه آنانی که ما را دوست دارند سیراب خواهد شد.(وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۵۰۸)

۳۵-عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع یَقُولُ أَیُّمَا مُؤْمِنٍ دَمَعَتْ عَیْنَاهُ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ ع حَتَّى تَسِیلَ عَلَى خَدَّیْهِ بَوَّأَهُ اللَّهُ بِهَا غُرَفاً یَسْکُنُهَا أَحْقَاباً وَ أَیُّمَا مُؤْمِنٍ دَمَعَتْ عَیْنَاهُ حَتَّى تَسِیلَ عَلَى خَدِّهِ فِیمَا مَسَّنَا مِنَ الْأَذَى مِنْ عَدُوِّنَا فِی الدُّنْیَا بَوَّأَهُ اللَّهُ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَ أَیُّمَا مُؤْمِنٍ مَسَّهُ أَذًى فِینَا فَدَمَعَتْ عَیْنَاهُ حَتَّى تَسِیلَ عَلَى خَدِّهِ مِنْ مَضَاضَهِ مَا أُوذِیَ فِینَا صَرَفَ اللَّهُ عَنْ وَجْهِهِ الْأَذَى وَ آمَنَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مِنْ سَخَطِهِ وَ النَّارِ

محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمودند: امام علی بن حسین علیه السلام می فرمودند: هر‌مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن امام حسین علیه السلام بگیرید تا اینکه اشک بر دو گونه اش جاری شود خداوند بدین خاطر برای او غرفه هایی مهیا می کند که سالیان بسیار در آنها سکونت کند و هر مومنی که چشمانش گریان شود در آنچه که از اذیت دشمنان ما در دنیا به ما رسیده خداوند جایگاه صدقی برای او فراهم می کند و هر مومنی که در راه ما به او اذیتی برسد پس از دیدگاهش اشک جاری شود تا اینکه بر روی گونه اش بیاید، خداوند اذیت را از چهره او بر می دارد و او را از سخط خود و آتش ایمن نگاه می‌دارد. (وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۵۰۱)

۳۶-َ قَالَ الرِّضَا ع مَنْ تَذَکَّرَ مُصَابَنَا فَبَکَى وَ أَبْکَى لَمْ تَبْکِ عَیْنُهُ یَوْمَ تَبْکِی الْعُیُونُ وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیِا فِیهِ أَمْرُنَا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ الْحَدِیثَ

امام رضا علیه السلام فرمودند: هر کس مصائب مارا بیاد آورد و گریه کند و بگریاند چشمش در روزی که چشم‌ها می گریند گریان نخواهد بود و هرکس در مجلسی که در آن امر ما زنده می شود بنشیند قلبش در روزی که دلها می‌میرند نخواهد مرد.(جوامع الحکم صفحه ۳۲۳ حدیث ۳۰۸)

۳۷-عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ‏أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ وَ لَوْ مِثْلَ جَنَاحِ الذُّبَابِ غَفَرَ اللَّهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ کَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ

امام صادق علیه السلام : هر کس که از ما نزد او ذکر می شود و از دیدگان او اشک جاری شود هر چند به مثل و مقدار بال مگسی باشد خداوند گناهان او را می آمرزد هر چند که مانند کف دریاها باشد. ( وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۵۰۱)

۳۸-عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ بَکْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ لِلْفُضَیْلِ تَجْلِسُونَ وَ تَتَحَدَّثُونَ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ إِنَّ تِلْکَ الْمَجَالِسَ أُحِبُّهَا فَأَحْیُوا أَمْرَنَا فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْیَا أَمْرَنَا یَا فُضَیْلُ مَنْ ذَکَرَنَا أَوْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ ثُمَّ ذَکَرَ مِثْلَهُ

امام صادق علیه السلام : ای فضیل آیا می نشینید و حدیث سخن می گوید عرضه داشت آری حضرت فرمودند: همانا من این مجلس را دوست دارم پس امر ما را احیا کنید خداوند رحمت کند کسی که امر ما را زنده کند ای فضیل هرکس ما را یاد کند یا اینکه نزد او از ما یادی شود پس حدیثی مانند حدیث قبلی بیان کردند.(وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۵۰)

۳۹-عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ فِی حَدِیثٍ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لِجَعْفَرِ بْنِ عَفَّانَ الطَّائِیِّ بَلَغَنِی أَنَّکَ تَقُولُ الشِّعْرَ فِی الْحُسَیْنِ‏ع وَ تُجِیدُ قَالَ نَعَمْ فَأَنْشَدَهُ فَبَکَى وَ مَنْ حَوْلَهُ حَتَّى سَالَتِ الدُّمُوعُ عَلَى وَجْهِهِ وَ لِحْیَتِهِ ثُمَّ قَالَ یَا جَعْفَرُ وَ اللَّهِ لَقَدْ شَهِدَکَ مَلَائِکَهُ اللَّهِ الْمُقَرَّبُونَ هَاهُنَا یَسْمَعُونَ قَوْلَکَ فِی الْحُسَیْنِ ع وَ لَقَدْ بَکَوْا کَمَا بَکَیْنَا وَ أَکْثَرَ وَ لَقَدْ أَوْجَبَ اللَّهُ لَکَ یَا جَعْفَرُ فِی سَاعَتِکَ الْجَنَّهَ بِأَسْرِهَا وَ غَفَرَ لَکَ فَقَالَ أَ لَا أَزِیدُکَ قَالَ نَعَمْ یَا سَیِّدِی قَالَ مَا مِنْ أَحَدٍ قَالَ فِی الْحُسَیْنِ ع شِعْراً فَبَکَى وَ أَبْکَى بِهِ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّهَ وَ غَفَرَ لَهُ

امام صادق علیه السلام به جعفر بن عنان فرمودند: به من خبر رسیده که در مورد امام حسین علیه السلام به خوبی شعر می گویی. عرض کرد: بله پس برای امام شعر خواند و هر کس که در اطراف حضرت بودند گریه کردند تا اینکه اشک بر صورت مبارک ایشان جاری شد سپس فرمود ای جعفر به خدا قسم که اینجا ملائکه مقرب خداوند نزد تو حاضر شده اند سخن تو را در مورد امام حسین علیه السلام می شنوند؛ و به درستی که ملائکه نیز گریه می‌کردند همچنان که ما گریستیم بلکه بیش از ما و به درستی که ای جعفر در این ساعت بهشت را بر تو واجب نمود و تو را آمرزید سپس فرمودند: آیا از این بیشتر برایت نگویم؛ عرض کرد: آری حضرت فرمودند: هیچ کس نیست که در مورد امام حسین علیه السلام شعری بگوید و گریه کند و بوسیله آن بگریاند مگر اینکه خداوند بهشت را بر او واجب کند و او را می‌آمرزد. (بحار الأنوار، ج ۴۴، ص ۲۸۲، بنقل از رجال کشّى، ص ۲۸۹)

۴۰- عن داود الرقی قال کنت عند أبی عبد الله ع إذا استسقى الماء فلما شربه رأیته قد استعبر و اغرورقت عیناه بدموعه ثم قال لی یا داود لعن الله قاتل الحسین ع فما من عبد شرب الماء فذکر الحسین ع و لعن قاتله إلا کتب الله له مائه ألف حسنه و حط عنه مائه ألف سیئه و رفع له مائه ألف درجه و کأنما أعتق مائه ألف نسمه و حشره الله‏ تعالى یوم القیامه ثلج الفؤاد.

داوود رقی می گوید نزد امام صادق علیه السلام بودم، تا اینکه طلب آب نمود هنگامی که از آن نوشید دیدم ایشان را که اشک ریخت و دیدگانش غرق در اشک شد، پس فرمودند: ای داوود خداوند قاتل امام حسین علیه السلام را لعنت کند هیچ بنده ای نیست که آب بنوشد و امام حسین علیه السلام را یاد کند و قاتلش را لعنت کند مگر اینکه خداوند برای او حسنه می نویسد و صد هزار گناه را از او می ریزد و از برای او صد هزار درجه رفیع می‌گرداند و کانه صدهزار برده آزاد کرده و خداوند او را با دلی آرام وارد محشر می کند. (الکافی : ۶ / ۳۹۱)

ادامه‌ی پست

متن و ترجمه زیارت ناحیه مقدسه – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

متن و ترجمه زیارت ناحیه مقدسه مشهور که به نقل از بحارالانوار در زیر آورده ایم این زیارت منسوب به حضرت مهدی (ع) است.

دانلود متن و ترجمه زیارت ناحیه مقدسه با فرمت PDF

 

أَلسَّلامُ عَلى ادَمَ صِفْوَهِ اللهِ مِنْ خَلیقَتِهِ،

سلام بر آدم یار مخلص خدا از بین آفریدگانش

أَلسَّلامُ عَلى شَیْث وَلِىِّ اللهِ وَ خِیَرَتِهِ،
درود بر شیث ولى خدا و بهترین بندگانش،

أَلسَّلامُ عَلى إِدْریسَ الْقــآئِمِ للهِ بِحُـجَّتِهِ،
سلام بر ادریس که براى خدا حجت او را به پا داشت،

أَلسَّلامُ عَلى نُوحٍ الْمُجابِ فی دَعْوَتِهِ،
درود بـر نـوح که دعـایش قرین اجابـت بود،

أَلسَّلامُ عَلى هُودٍ الْمَمْدُودِ مِنَ اللهِ بِمَعُونَتِهِ،
سـلام بر هـود که کمـک و یارى خـدا یار او بود،

أَلسَّلامُ عَلى صالِـحٍ الَّذی تَـوَّجَهُ اللهُ بِکَرامَتِهِ،
درود بر صـالح که خـداوند تاج کـرامت بر سـرش نهاد،

أَلسَّلامُ عَلى إِبْراهیمَ الَّذی حَباهُ اللهُ بِخُلَّتِهِ،
سـلام بر ابراهـیم که خـدا مقـام خلّـت و رفاقـت رابه او عـطا نمود،

أَلسَّلامُ عَلى إِسْمعیلَ الَّذی فَداهُ اللهُ بِذِبْــح عَظیم مِنْ جَنَّتِهِ،
درود بـر اسمـاعیل کـه خـداوند ذبـحى عظـیم از بهشت را فـداى او نمود،

أَلسَّلامُ عَلى إِسْحقَ الَّذی جَعَلَ اللهُ النُّبُوَّهَ فی ذُرِّیَّتِهِ،
سـلام بر اسحـاق که خـداوند پیامبرى را در نسـل او قـرار داد،

أَلسَّـلامُ عَلى یَعْقُوبَ الَّذی رَدَّ اللهُ عَلَیْهِ بَصَرَهُ بِرَحْمَتِهِ،
درود بر یعـقوب که خـداوند به رحـمت خود بینـاییِ چشـمش را به او بازگـرداند،

أَلسَّلامُ عَلى یُوسُفَ الَّذی نَجّاهُ اللهُ مِنَ الْجُبِّ بِعَظَمَتِهِ،
سلام بر یوسـف که خـداوند به عظـمتِ خود او را از قعـر چاه رهایى بخشید،

أَلسَّلامُ عَلى مُوسَى الَّذی فَلَقَ اللهُ الْبَحْرَ لَهُ بِقُدْرَتِهِ،
درود بر موسـى که خـداوند به قدرت خود دریا را برایـش شـکافت،

أَلسَّلامُ عَلى هارُونَ الَّذی خَصَّهُ اللهُ بِنُبُـوَّتِهِ،
سلام بر هـارون که خـداوند پیامبـرى خود را به وى اختـصاص داد،

أَلسَّلامُ عَلى شُعَیْب الَّذی نَصَرَهُ اللهُ عَلى اُمَّتِهِ،
درود بر شعـیب که خدا او را بر امتتش پیـروز نمود،

أَلسَّلامُ عَلى داوُدَ الَّذی تابَ اللهُ عَلَیْهِ مِنْ خَطیـئَتِهِ،
سلام بر داوود که خداوند از لغزش او در گذشت،

أَلسَّلامُ عَلى سُلَیْمانَ الَّذی ذَلَّتْ لَهُ الْجِنُّ بِعِزَّتِهِ،
درود بر سلیمان که بخاطر شوکتش جن به فرمان او در آمد،

أَلسَّلامُ عَلى أَیُّوبَ الَّذی شَفاهُ اللهُ مِنْ عِلَّتِهِ،
سلام بر ایّوب که خداوند او را از بیماریش شفا بخشید،

أَلسَّلامُ عَلى یُونُسَ الَّذی أَنْـجَـزَ اللهُ لَهُ مَضْـمُونَ عِدَتِهِ،
درود بر یونس که خداوند به وعده خود برایش وفا نمود،

أَلسَّلامُ عَـلى عُزَیْر الَّذی أَحْیاهُ اللهُ بَعْدَ میتَتِهِ،
سلام بر عُزَیر که خداوند او را پس از مرگش به حیات بازگردانید،

أَلسَّلامُ عَلى زَکَرِیـَّا الصّـابِرِ فی مِحْنَتِهِ،
درود بر زکریا که در رنج و بلا شکیبا بود،

أَلسَّلامُ عَلى یَحْیَى الَّذی أَزْلَفَهُ اللهُ بِشَهادَتِهِ،
سلام بر یحیى که خداوند به سبب شهادت مقام و منزلت او را بالا برد،

أَلسَّلامُ عَلى عیسى رُوحِ اللهِ وَ کَلِمَتِهِ،
درود بر عیسى، روح خدا و کلمه او،

أَلسَّلامُ عَلى محمد حَبیبِ اللهِ وَ صِفْوَتِهِ،
سلام بر محمد، محبوب خدا و یار مخلص او،

أَلسَّلامُ عَلى أَمیرِالْمُؤْمِنینَ عَلِىِّ بْنِ أَبی طالِب الْمَخْصُوصِ بِاُخُوَّتِهِ،
درود بر فرمانرواى مؤمنان على بن ابیطالب، که برادرى رسول خدا به وى اختصاص یافت،

أَلسَّلامُ عَلى فاطِمَهِ الزَّهْرآءِ ابْنَتِهِ،
سلام بر فاطمه زهرا دختر رسول الله،

أَلسَّلامُ عَلى أَبی محمد الْحَسَنِ وَصِىِّ أَبیهِ وَ خَلیفَتِهِ،
درود بر حسن بن على وصى و جانشین پدرش،

أَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ الَّذی سَمَحَتْ نَفْسُهُ بِمُهْجَتِهِ،
سلام بر حسین که جانش را تقدیم نمود،

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ أَطاعَ اللهَ فی سِـرِّهِ وَ عَلانِـیَـتِـهِ،
سلام بر آن کسى که در نهان و آشکار خدا را اطاعت نمود،

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ جَعَلَ اللهُ الشّـِفآءَ فی تُرْبَتِهِ،
سلام بر آن کسى که خداوند شفا را در خاک قبر او قرار داد،

أَلسَّلامُ عَلى مَنِ الاْجابَـهُ تَحْتَ قُـبَّـتِهِ،
سلام بر آن کسى که (محلِ) اجابت دعا در زیر بارگاه اوست،

أَلسَّلامُ عَلى مَنِ الاْ ئِـمَّـهُ مِنْ ذُرِّیَّـتِـهِ،
سلام بر آن کسى که امامان از نسل اویند،

أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ خاتَمِ الاْنْبِیآءِ،
سلام بر فرزند خاتم پیامبران،

أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ سَیِّدِ الاْوْصِیآءِ،
سلام بر فرزند سرور جانشینان،

أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ فاطِمَهَ الزَّهْرآءِ،
سلام بر فرزند فاطمه زهرا،

أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ خَدیجَهَ الْکُبْرى،
سلام بر فرزند خدیجه کبرى،

أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ سِدْرَهِ الْمُنْتَهى، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ جَنَّهِ الْـمَـأْوى، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ زَمْـزَمَ وَ الصَّـفا،
سلام بر فرزند سدره المنتهى، سلام بر فرزند جنه المأوى، سلام بر فرزند زمزم و صفا،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْتُوکِ الْخِبآءِ، أَلسَّلامُ عَلى خامِسِ أَصْحابِ الْکِسْآءِ،
سلام بر آن آغشته به خون، سلام بر آن‌که (حُرمت) خیمه گاهش دریده شد، سلام بر پنجمینِ اصحاب کساء،

أَلسَّلامُ عَلى غَریبِ الْغُرَبآءِ، أَلسَّلامُ عَلى شَهیدِ الشُّهَدآءِ، أَلسَّلامُ عَلى قَتیلِ الاْدْعِیآءِ،
سلام بر غریب غریبان، سلام بر شهید شهیدان، سلام بر مقتول دشمنان،

أَلسَّلامُ عَلى ساکِنِ کَرْبَلآءَ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَکَتْهُ مَلائِکَهُ السَّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ ذُرِّیَّتُهُ الاْزْکِیآءُ،
سلام بر ساکن کربلا، سلام بر آن کسى که فرشتگان آسمان بر او گریستند، سلام بر آن کسى که خاندانش پاک و مطهرند،

أَلسَّلامُ عَلى یَعْسُوبِ الدّینِ، أَلسَّلامُ عَلى مَنازِلِ الْبَراهینِ، أَلسَّلامُ عَلَى الاْئِمَّهِ السّاداتِ،

سلام بر پیشواى دین، سلام بر آن جایگاه‌هاى براهین و حجج الهى، درود بر آن پیشوایانِ سرور،

أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى النُّفُوسِ الْمُصْطَلَماتِ،
سلام بر آن گریبآن‌هاى چـاک شده، سلام بر آن لب‌هاى خشکیده، سـلام بر آن جآن‌هاى مستأصل و ناچار،

أَلسَّلامُ عَلَى الاَْرْواحِ الْمُخْتَلَساتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِیاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشّاحِباتِ،
سـلام بر آن ارواحِ (از کالبد) خارج شده، سلام بر آن جسـدهاى عـریان و برهـنه، سـلام بر آن بدن‌هاى لاغر و نحیف،

أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ،
سلام بر آن خون هاى جارى، سلام بر آن اعضا قطعه قطعه شده، سلام بر آن سرهاى بالا رفته (بر نیزه ها)،

أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَهِ الْبارِزاتِ، أَلسَّلامُ عَلى حُجَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ،
سلام برآن بانوانِ بیرون آمده (از خیمه ها)، سلام بر حجت پروردگار جهانیان،

أَلسَّلامُ عَلَیْک َ وَ عَلى ابآئِک َ الطّاهِرینَ،
سلام برتو (اى حسین بن على) و بر پدران پاک و طاهرت،

أَلسَّلامُ عَلَیْک َ وَ عَلى أَبْنآئِکَ الْمُسْتَشْهَدینَ،
سلام بر تو و بر فرزندان شهیدت،

أَلسَّلامُ عَلَیْک َ وَ عَلى ذُرِّیَّتـِک َ النّـاصِرینَ،
سلام بر تو و بر خاندان یارى دهنده ات (به دین الهى)،

أَلسَّلامُ عَلَیْک َ وَ عَلَى الْمَلآئِکَهِ الْمُضاجِعینَ،
سلام بر تو و بر فرشتگان ملازمِ آرامگاهت،

أَلسَّلامُ عَلَى الْقَتیلِ الْمَظْلُومِ،
سلام بر آن کشته مظلوم،

أَلسَّلامُ عَلى أَخیهِ الْمَسْمُومِ،
سلام بر برادر مسمومش،

أَلسَّلامُ عَلى عَلِىّ الْکَبیرِ،
سلام بر على اکبر،

أَلسَّلامُ عَلَى الرَّضیـعِ الصَّغیرِ،
سلام بر آن شیر خوار کوچـک،

أَلسَّلامُ عَـلَى الاَْبْدانِ السَّلیبَهِ،
سلام بر آن بدن‌هاى برهـنه شده،

أَلسَّلامُ عَلَى الْعِتْرَهِ الْقَریبَهِ،
سلام بر آن خانواده اى که نزدیک (و همراه سَرورشان) بودند،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَدَّلینَ فِى الْفَلَواتِ،
سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابآن‌ها‌،

أَلسَّلامُ عَلَى النّازِحینَ عَنِ الاَْوْطانِ،
سلام بر آن دور افتادگان از وطن‌ها،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونینَ بِلا أَکْفان،
سلام بر آن دفن شدگان بدون کفن،

أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُفَرَّقَهِ عَنِ الاَْبْدانِ،
سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحْتَسِبِ الصّابِرِ،
سلام بر آن حسابگر (اعمال خویش براى خدا) و شکیبا،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمَظْلُومِ بِلا ناصِر،
سلام بر آن مظلومِ بى یاور،

أَلسَّلامُ عَلى ساکِنِ التُّرْبَهِ الزّاکِیَهِ،
سلام بر آن جاى گرفته در خاک پاک،

أَلسَّلامُ عَلى صاحِبِ الْقُبَّهِ السّامِیَهِ،
سلام بر صاحـب آن بارگـاه عالى رتبه،

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ طَهَّرَهُ الْجَلیلُ،
سلام بر آن کسى که رب جلیل او را پاک و مطهر گردانید،

أَلسَّلامُ عَلى مَنِ افْتَـخَرَ بِهِ جَبْرَئیلُ،
سلام بر آن کسى که جبرئیل به او مباهات مى نمود،

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ ناغاهُ فِی الْمَهْدِ میکآئیلُ،
سلام بر آن کسى که میکائیل در گهواره با او تکلم مى نمود،

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ نُکِثَتْ ذِمَّـتُهُ،
سلام بر آن کسى که عهد و پیمانش شکسته شد،

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُهُ،
سلام بر آن کسى که پرده حُرمتش دریده شد،

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ اُریقَ بِالظُّـلْمِ دَمُهُ،
سلام بر آن کسى که خونش به ظلم ریخته شد،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُغَسَّلِ بِدَمِ الْجِراحِ،
سلام بر آن‌که با خون زخم هایش شست و شو داده شد،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَـرَّعِ بِکَأْساتِ الرِّماحِ
سلام بر آن‌که از جام‌هاى نیزه‌ها جرعه نوشید،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُضامِ الْمُسْتَباحِ،
سلام بر آن مظلومى که خونش مباح گردید،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِى الْوَرى،
سلام بر آن‌که در ملا عام سرش بریده شد،

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرى،
سلام بر آن‌که اهل قریه‌ها دفنش نمودند،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمَقْطُوعِ الْوَتینِ،
سلام بر آن‌که شاهرگش بریده شد،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحامی بِلا مُعین،
سلام بر آن مدافع بى‌یاور،

أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ،
سلام بر آن محاسن بخون خضاب شده،

أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ،
سلام بر آن گونه خاک آلوده،

أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ،
سلام بر آن بدن جامه به غنیمت رفته،

أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ،
سلام بر آن دندآن‌هایی که با چوب خیزران زده شده،

أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ،
سلام برآن سر بالاى نیزه رفته،

أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسامِ الْعارِیَهِ فِى الْفَلَواتِ، تَنْـهَِشُهَا الذِّئابُ الْعادِیاتُ، وَ تَخْتَلِفُ إِلَیْهَا السِّباعُ الضّـارِیاتُ،
سلام بر آن بدن‌هاى برهنه و عریانى که در بیابآن‌ها(ىِ کربلاء) گرگ‌هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند، و درندگان خون‌خوار بر گرد آن مى گشتند،

أَلسَّلامُ عَلَیْک َ یا مَوْلاىَ وَ عَلَى الْمَلآئِکَهِ الْمُرَفْرِفینَ حَوْلَ قُبَّتِک َ، الْحافّینَ بِتُرْبَتِک َ، الطّـآئِفینَ بِعَرْصَتِک َ، الْوارِدینَ لِزِیارَتِک َ،
سلام بر تو اى مولاى من و بر فرشتـگانى که بر گِرد بارگاه تو پر مى کشند، و اطراف تربتـت اجتماع کرده‌اند، و در آستان تو طواف مى کنند، و براى زیارت تو وارد مى شوند،

أَلسَّلامُ عَلَیْک َ فَإِنّی قَصَدْتُ إِلَیْک َ، وَ رَجَوْتُ الْفَوْزَ لَدَیْک َ،
سلام بر تو من به سوى تو رو آورده‌ام، وبه رستگارى درپیشگاه تو امید بسته ام،

أَلسَّلامُ عَلَیْک َ سَلامَ الْعارِفِ بِحُرْمَتِک َ، الْمُخْلِصِ فی وَِلایَـتِک َ، الْمُتَقَرِّبِ إِلَى اللهِ بِمَحَبَّـتِک َ، الْبَرىءِ مِنْ أَعْدآئِـک َ،
سلام بر تو، سلام آن کسى که به حُرمت تو آشناست، و در ولایت و دوستى تو مخلص و بى ریا است، و به سبب محبت و ولاى تو به خدا تقرب جسته، و از دشمنانت بیزار است،

سَلامَ مَنْ قَلْبُهُ بِمُصابِک َ مَقْرُوحٌ، وَ دَمْعُهُ عِنْدَ ذِکْرِک َ مَسْفُوحٌ،
سلامِ کسی‎که قلبش از مصیبت تو جریحه‌دار، و اشکش به هنگام یاد تو جارى است،

سَلامَ الْمَفْجُوعِ الْحَزینِ، الْوالِهِ الْمُسْتَکینِ،
سلامِ کسی‌که دردناک و غمگین و شیفته و فروتن است،

سَلامَ مَنْ لَوْ کانَ مَعَکَ بِالطُّفُوفِ، لَوَقاک َ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّیُوفِ، وَ بَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَکَ لِلْحُتُوفِ، وَ جاهَدَ بَیْنَ یَدَیْک َ، وَ نَصَرَک َ عَلى مَنْ بَغى عَلَیْک َ، وَ فَداک َ بِرُوحِهِ وَ جَسَدِهِ وَ مالِهِ وَ وَلَدِهِ، وَ رُوحُهُ لِرُوحِک َ فِدآءٌ، وَ أَهْلُهُ لاَِهْلِک َ وِقآءٌ،
سلام کسی‌که اگر با تو در کربلا مى بود، با جانش (در برابرِ) تیزىِ شمشیرها از تو محافظت مى‌نمود، و نیمه جانش را به خاطر تو به دست مرگ مى‌سپرد، و در رکاب تو جهاد می‌کرد، و تو را بر علیه ستمکاران یارى داده، جان و تن و مال و فرزندش را فداى تو مى‌نمود، و جانش فداى جان تو، و خانواده‌اش سپر بلاى اهل بیت تو مى‌بود،

فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِى الدُّهُورُ، وَ عاقَنی عَنْ نَصْرِک َ الْمَقْدُورُ، وَ لَمْ أَکُنْ لِمَنْ حارَبَک َ مُحارِباً، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَک َ الْعَداوَهَ مُناصِباً، فَلاََ نْدُبَنَّک َ صَباحاً وَ مَسآءً، وَ لاََبْکِیَنَّ لَک َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً، حَسْرَهً عَلَیْک َ، وَ تَأَسُّفاً عَلى ما دَهاک َ وَ تَلَهُّفاً، حَتّى أَمُوتَ بِلَوْعَهِ الْمُصابِ، وَ غُصَّهِ الاِکْتِیابِ،
اگرچه زمانه مرا به تأخیر انداخت، و مقدرات الهى مرا از یارى تو بازداشت، و نبودم تا با آنان‌ که با تو جنگیدند بجنگم، و با کسانی‌که با تو اظهار دشمنى کردند خصومت نمایم، (درعوض) صبح و شام بر تو مویه می‌کنم، و به جاى اشک براى تو خون گریه می‌کنم، از روى حسرت و تأسف و افسوس بر مصیبت‌هائى که بر تو وارد شد، تا جائى که از فرط اندوه، مصیبت و غم و غصه و شدت حزن جان سپارم،

أَشْهَدُ أَنَّک َ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلوهَ، وَ اتَیْتَ الزَّکوهَ، وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْعُدْوانِ، وَ أَطَعْتَ اللهَ وَ ما عَصَیْتَهُ، وَ تَمَسَّکْتَ بِهِ وَ بِحَبْلِهِ فَأَرْضَیْتَهُ، وَ خَشیتَهُ وَ راقَبْتَهُ وَ اسْتَجَبْتَهُ، وَ سَنَنْتَ السُّنَنَ، وَ أَطْفَأْتَ الْفِتَنَ، وَ دَعَوْتَ إِلَى الرَّشادِ، وَ أَوْضَحْتَ سُبُلَ السَّدادِ، وَ جاهَدْتَ فِى اللهِ حَقَّ الْجِهادِ،
گواهى می‌دهم که تو نماز را به پا داشتى، و زکات دادى، و امر به معروف کردى، و از منکر و عداوت نهى نمودى، و اطاعت خدا کردى و نافرمانى وى ننمودى، و به خدا و ریسمان او چنگ زدى تا وى را راضى نمودى، و از وى در خوف و خشیت بودی، نظاره گر ِاو بودى، و او را اجابت نمودى، و سنت‌هاى نیکو به وجود آوردى، و آتش‌هاى فتنه را خاموش نمودى، و دعوت به هدایت و استقامت کردى، و راه‌هاى صواب و حق را روشن و واضح گرداندى، و در راه خدا به حق جهاد نمودى،

وَ کُنْتَ للهِِ طآئِعاً، وَ لِجَدِّک َ محمد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ تابِعاً، وَ لِقَوْلِ أَبـیک َ سامِعاً، وَ إِلى وَصِیَّهِ أَخیک َ مُسارِعاً،
وفرمانبردارِ خداوند، و پیرو جدت محمدبن عبدالله بودى، و شنواى کلام پدرت على بودى، و پیشى گیرنده به (انجام) سفارش برادرت امام حسن بودى،

وَ لِعِمادِ الدّینِ رافِعاً، وَ لِلطُّغْیانِ قامِعاً، وَ لِلطُّغاهِ مُقـارِعاً، وَ لِلاُْمَّهِ ناصِحاً، وَ فی غَمَراتِ الْمَوْتِ سابِحاً، وَ لِلْفُسّاقِ مُکافِحاً، وَ بِحُجَجِ اللهِ قآئِماً، وَ لِـلاِْسْلامِ وَ الْمُسْلِمینَ راحِماً،

و رفعت دهنده پایه شرافت دین و خوار و سرکوب کننده طغیان، و کوبنده سرکشان، و خیرخواه و نصیحت‌گر امت بودى، در هنگامى که در شدائد مرگ دست و پا میزدى،و مبارزه کننده با فاسقان بودى، و قیام کننده باحجج و براهین الهى، و ترحم کننده بر اسلام ومسلمین بودى،

وَ لِلْحَقِّ ناصِراً، وَ عِنْدَ الْبَلآءِ صابِراً، وَ لِلدّینِ کالِئاً، وَ عَنْ حَوْزَتِهِ مُرامِیاً،
یارى‌گر حق بودى، در هنگام بلا شکیبا و صابر، حافظ و مراقب دین، و مدافع حریم آئین بودى،

تَحُوطُ الْهُدى وَ تَنْصُرُهُ، وَ تَبْسُطُ الْعَدْلَ وَ تَنْشُرُهُ، وَ تَنْصُرُ الدّینَ وَ تُظْهِرُهُ، وَ تَکُفُّ الْعابِثَ وَ تَزْجُرُهُ، وَ تَأْخُذُ لِلدَّنِىِّ مِنَ الشَّریفِ، وَ تُساوی فِى الْحُکْمِ بَیْنَ الْقَوِىِّ وَ الضَّعیفِ،
(طریقِ) هدایت را حفظ نمودی و یارى کردی، عدل و داد را گسترش دادی و وسعت مى‌بخشیدى، دین و آئین الهى را یارى و آشکار مى‌نمودى، یاوه‌گویان را (از ادامه راه) باز می‌داشتی، حق ضعیف را از قوى باز میستاندى، در قضاوت و داورى بین ضعیف و قوى برابر حکم می‌نمودى،

کُنْتَ رَبیعَ الاَْیْتامِ، وَ عِصْمَهَ الاَْنامِ، وَ عِزَّ الاِْسْلامِ، وَ مَعْدِنَ الاَْحْکامِ، وَ حَلیفَ الاِْنْعامِ،
تو بهار سرسبز یتیمان بودى، نگاهبان و حافظ مردم بودى، مایه عزت و سرافرازى اسلام، معدن احکام الهى، هم‌پیمان نیکى و احسان بودى،

سالِکاً طَرآئِقَ جَدِّک َ وَ أَبیک َ، مُشْبِهاً فِى الْوَصِیَّهِ لاَِخیـک َ، وَفِىَّ الذِّمَـمِ، رَضِىَّ الشِّیَمِ، ظاهِرَ الْکَرَمِ، مُتَهَجِّداً فِى الظُّلَمِ، قَویمَ الطَّرآئِقِ، کَریمَ الْخَلائِقِ، عَظیمَ السَّوابِقِ، شَریفَ النَّسَبِ، مُنیفَ الْحَسَبِ، رَفیعَ الرُّتَبِ، کَثیرَ الْمَناقِبِ، مَحْمُودَ الضَّرآئِبِ، جَزیلَ الْمَواهِبِ، حَلیمٌ رَشیدٌ مُنیبٌ، جَوادٌ عَلیمٌ شَدیدٌ، إِمامٌ شَهیدٌ، أَوّاهٌ مُنیبٌ، حَبیبٌ مَهیبٌ،
پوینده طریقه جد و پدرت و در سفارشات و وصایا همسان برادرت بودى، وفادار به پیمآن‌ها، داراى سجایاى پسندیده، و با جود و کرم آشکار بودى، شب زنده دار (به عبادت) در دل شب‌هاى تاریک، معتدل و میانه رو در روش‌ها، با سجایا و اخلاق کریمانه، داراى سوابق باعظمت و ارزشمند، داراى نسب شریف و حسب والا، با درجات و رتبه‌هاى رفیع و عالى، مناقب وفضائل بسیار، سرشت‌ها و طبیعت‌هاى مورد ستایش، و با عطایا و مواهب بزرگ بودى، حلیم و صبور، هدایت‌شده، بازگشت‌کننده به سوى خدا، با جود و سخاوت، توانا و قاطع، پیشواى شهید، بسیارنالان و گریان در پیشگاه خداوند و محبوب و با هیبت بودى،

کُنْتَ لِلرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَلَداً، وَ لِلْقُرْءانِ سَنَداً مُنْقِذاً وَ لِلاُْمَّهِ عَضُداً، وَ فِى الطّاعَهِ مُجْتَهِداً،
تو براى پیامبر که درود خدا بر او و آل او باد فرزند، و براى قرآن پشتوانه نجات‌دهنده، و براى امت اسلام بازوى توانا، و در طاعت حق کوشا بودى،

حافِظاً لِلْعَهْدِ وَالْمیثاقِ، ناکِباً عَنْ سُبُلِ الْفُسّاقِ وَ باذِلاً لِلْمَجْهُودِ، طَویلَ الرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ،
تو حافظ عهد و پیمان الهى، دورى‌کننده از طرق فاسقان بودى، و تو آن‌چه در توان داشتى (براى اعلاء کلمه حق) بذل نمودى، داراى رکوع و سجود طولانى بودى،

زاهِداً فِى الدُّنْیا زُهْدَ الرّاحِلِ عَنْها، ناظِراً إِلَیْها بِعَیْنِ الْمُسْتَوْحِشینَ مِنْها، امالُک َ عَنْها مَکْفُوفَهٌ، وَ هِمَّتُک َ عَنْ زینَتِها مَصْرُوفَهٌ، وَ أَلْحاظُک َ عَنْ بَهْجَتِها مَطْرُوفَهٌ، وَ رَغْبَتُک َ فِى الاْخِرَهِ مَعْرُوفَهٌ، حَتّـى إِذَا الْجَوْرُ مَدَّ باعَهُ، وَ أَسْفَرَ الظُّلْمُ قِناعَهُ، وَ دَعَا الْغَىُّ أَتْباعَهُ،
تو مانند کسی ‌که از دنیا رخت برخواهد بست از آن روگردان بودى، و مانند کسانی‌که از دنیا در وحشت و هراس به سر می‌برند به آن نگاه می‌کردى، آرزوهایت از (تعلّق به) دنیا باز داشته شده بود، و همت و کوششت از زیور دنیا رو گردانده بود، دیدگانت از بهجت و سرور دنیا بربسته، و اشتیاق و میلت به آخرت شهره آفاق است، تا آن‌که جور و ستم دست تعدى دراز نمود، و ظلم و سرکشى نقاب از چهره برکشید، وضـلالت و گمـراهى پیروان خویش را فرا خواند،

وَ أَنْتَ فی حَرَمِ جَدِّک َ قاطِنٌ، وَ لِلظّـالِمینَ مُبایِنٌ، جَلیسُ الْبَیْتِ وَ الْمِحْـرابِ، مُعْتَزِلٌ عَنِ اللَّـذّاتِ وَ الشَّـهَواتِ، تُنْکِـرُ الْمُنْکَـرَ بِقَلْبِـک َ وَ لِسانِک َ، عَلى حَسَبِ طاقَتِـک َ وَ إِمْکانِـک َ، ثُمَّ اقْتَضاک َ الْعِلْمُ لِـلاِْنْکارِ، وَ لَزِمَک َ أَلْزَمَک َ أَنْ تُـجـاهِدَ الْـفُجّـارَ

با آن‌که تو در حرم جدت متوطن بودى، و از ستمکاران فاصله گرفته بودى، و ملازم منزل و محراب عبادت بودی، واز لذت‌ها و شهوات دنیوى کناره‌گیر بودى، و برحسب طاقت و توانت منکَر را با قلب و زبانت انکار مى‌نمودى، پس از آن علم و دانشت اقتضاى انکار آشکار نمود، و برتو لازم گشت، لازم نمود با بدکاران رویاروى جهاد کنى،

، فَـسِـرْتَ فـی أَوْلادِکَ وَ أَهـالیـک َ، وَ شیعَـتِک َ وَ مَوالیک َ وَ صَدَعْتَ بِالْحَـقِّ وَ الْبَـیّـِنَـهِ، وَ دَعَوْتَ إِلَى اللهِ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ، وَ أَمَرْتَ بِإِقامَهِ الْحُدُودِ، وَ الطّاعَهِ لِلْمَعْبُودِ، وَ نَهَیْتَ عَنِ الْخَبآئِثِ وَ الطُّـغْیانِ،
بنابراین در میان فرزندان و خانواده‌ات، و پیروان و دوستانت روانه شدى، و حق و برهان را آشکارنمودى، و با حکمت و پند و اندرز نیکو (مردم را) به سوى خدا فراخواندى، و به برپادارى حدود الهى، و طاعت معبود امر نمودى، و از پلیدى‌ها و سرکشى نهى فرمودى

وَ واجَهُـوک َ بِالظُّـلْمِ وَ الْعُـدْوانِ،
ولى آن‌ها به ستم و دشمنى رویاروىِ تو قرار گرفتند،

فَجاهَدْتَهُمْ بَعْدَ الاْیعازِ لَهُمْ الاْیعادِ إِلَیْهِمْ ،
پس تو نیزبا آنان به جهاد برخاستى پس از آن ‌که (حقّ را) به آنان گوشزد نمودى آن‌ها رابه عـذاب الهى تهدید نمودى،

وَ تَأْکیدِ الْحُجَّهِ عَلَیْهِمْ،
و حجّت را بر آن‌ها مؤکد فرمودى،

فَنَکَثُوا ذِمامَک َ وَ بَیْعَتَک َ،
ولى عهد و پیمان و بیعت تو را شکستند،

وَ أَسْخَطُوا رَبَّک َ وَ جَدَّک َ،
و پروردگار تو جدت را به خشم آوردند

وَ بَدَؤُوک َ بِالْحَرْبِ،
و با تو ستیز آغاز کردند،

فَثَبَتَّ لِلطَّعْنِ وَالضَّرْبِ،
پس تو به جهت زد و خورد و پیکار استوار شدى،

وَ طَحَنْتَ جُنُودَ الْفُـجّارِ،
و لشکریان فاجر را خورد و آسیاب نمودى،

وَاقْتَحَمْتَ قَسْطَلَ الْغُبارِ،
و در گرد و غبار نبرد فرو رفتى،

مُجالِداً بِذِى الْفَقارِ، کَأَنَّک َ عَلِىٌّ الْمُخْتارُ،
و چنان با ذوالفقار جنگیدى، که گویا على مرتضى هستى،

فَلَمّا رَأَوْک َ ثابِتَ الْجاشِ، غَیْرَ خآئِف وَ لا خاش، نَصَبُوا لَک َ غَوآئِلَ مَکْرِهِمْ،
پس چون تو را با قلبى مطمئن، بدون ترس و هراس یافتند، شرور مکر و حیله شان را بر تو برافراشتند

وَ قاتَلُوکَ بِکَیْدِهِمْ وَ شَرِّهِمْ،
و از درِ نیـرنگ و فساد با تو قتال نمودند،

وَ أَمَرَ اللَّعینُ جُنُودَهُ، فَمَنَعُوک َ الْمآءَ وَ وُرُودَهُ،
و آن ملعون لشکریانش را فرمان داد، تا تو را از آب و استفاده آن منع نمودند،

وَ ناجَزُوک َ الْقِتالَ، وَ عاجَلُوک َ النِّزالَ، وَ رَشَقُوک َ بِالسِّهامِ وَ النِّبالِ،وَ بَسَطُوا إِلَیْک َ أَکُفَّ الاِصْطِلامِ، وَ لَمْ یَرْعَوْا لَک َ ذِماماً، وَ لاراقَبُوا فیک َ أَثاماً، فی قَتْلِهِمْ أَوْلِیآءَک َ، وَ نَهْبِهِمْ رِحالَک َ،
و با تو قتال نمودند، و به جنگ و مبارزه با تو شتافتند، و تیرها و خدنگ‌ها به سوى تو پرتاب نمودند، و براى استیصال و ناچار نمودن تو دست دراز کردند، و حُرمتى براى تو مراعات نکردند، و از هیچ گناهى در مورد تو خوددارى ننمودند، چه در کشتن آن‌ها و دوستانت را، و چه در غارت اثاثیه خیمه هایت،

وَ أَنْتَ مُقَدَّمٌ فِى الْهَبَواتِ، وَ مُحْتَمِلٌ لِلاَْذِیّاتِ،
تو در گرد و غبارهاى جنگ پیش تاختى، وآزار و اذیت‌هاى فراوانى تحمل نمودى،

قَدْ عَجِبَتْ مِنْ صَبْرِک َ مَلآئِکَهُ السَّماواتِ،
آن‌چنان ‌که فرشتگان آسمآن‌ها از صبر و شکیبائى توبه شگفت آمدند،

فَأَحْدَقُوا بِک َ مِنْ کُلّ ِالْجِهاتِ، وَ أَثْخَنُوک َ بِالْجِراحِ،
پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند، و تو را به سبب زخم‌ها و جراحت‌ها ناتوان نمودند،

وَ حالُوا بَیْنَک َ وَ بَیْنَ الرَّواحِ، وَ لَمْ یَبْقَ لَک َ ناصِرٌ،
و راه خلاص و رفتن بر تو بستند، تا آن‌که هیچ یاورى برایت نماند،

وَ أَنْتَ مُحْتَسِبٌ صابِرٌ، تَذُبُّ عَنْ نِسْوَتِک َ وَ أَوْلادِک َ، حَتّى نَکَسُوکَ عَنْ جَوادِک َ،
ولى توحسابگر (عمل خویش براى خدا) و صبور بودى، از زنان و فرزندانت دفاع و حمایت مینمودى، تا آن‌که تو را از اسبِ سوارى‌ات سرنگون نمودند،

فَهَوَیْتَ إِلَى الاَْرْضِ جَریحاً، تَطَؤُک َ الْخُیُولُ بِحَوافِرِها، وَ تَعْلُوکَ الطُّغاهُ بِبَواتِرِها، قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبینُک َ،وَ اخْتَلَفَتْ بِالاِنْقِباضِ وَ الاِنْبِساطِ شِمالُک َ وَ یَمینُک َ،
پس با بدن مجروح بر زمین سقوط کردى، در حالی‌که اسب‌ها تو را با سم‌هاى خویش کوبیدند، و سرکشان با شمشیرهاى تیزشان به بالای سرت آمدند، پیشانى تو به عرق مرگ مرطوب شد، و دستان چپ و راستت به باز و بسته شدن در حرکت بود،

تُدیرُ طَرْفاً خَفِیّاً إِلى رَحْلِک َ وَ بَیْتِک َ، وَ قَدْ شُغِلْتَ بِنَفْسِک َ عَنْ وُلْدِک َ وَ أَهالیک َ،
پس گوشـه نظرى به جانب خیمه‌ها و حرمت گرداندى، در حالیکه از زنان و فرزندانت (روی گردانده) به خویش مشـغول بودى،

وَ أَسْرَعَ فَرَسُک َ شارِداً، إِلى خِیامِک َ قاصِداً، مُحَمْحِماً باکِیاً،
اسبِ سوارى‌ات با حال نفرت شتافت، شیـهه‌کشان و گریـان، به جانب خیمه‌ها رو نمود،

فَلَمّا رَأَیْنَ النِّـسآءُ جَوادَک َ مَخْزِیّاً، وَ نَظَرْنَ سَرْجَک َ عَلَیْهِ مَلْوِیّاً، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِرات، وَ بِالْعَویلِ داعِیات، وَ بَعْدَالْعِزِّ مُذَلَّلات، وَ إِلى مَصْرَعِک َ مُبادِرات،
پس چون بانوان حرم اسب تیز پاى تو را خوار و زبون دیدند، و زین تو را بر او واژگون یافتند، از پسِ پرده ها(ىِ خیمه) خارج شدند، در حالی‌که گیسوان برگونه‌ها پراکنده نمودند، بر صورت‌ها طپآن‌چه مى‌زدند و نقاب از چهره‌ها افکنده بودند، و به صداى بلند شیون می‌زدند، و از اوج عزت به حضیض ذلت در افتاده بودند، و به سوى قتلگاه تو مى شتافتند،

وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ،
در همان حال شمر ملعون بر سینه مبارکت نشسته،

وَ مُولِـغٌ سَیْفَهُ عَلى نَحْرِک َ،
و شمشیر خویش را بر گلـویت سیراب می‌نمود،

قابِضٌ عَلى شَیْبَتِک َ بِیَدِهِ،
با دستى محاسن شریفت را در مشت می‌فشرد،

ذابِـحٌ لَک َ بِمُهَنَّدِهِ،
(و با دست دیگر) با تیغ آخته‌اش سر از بدنت جدا مى‌کرد،

قَدْ سَکَنَتْ حَوآسُّک َ،
تمام اعضا و حواست از حرکت ایستاد،

وَ خَفِیَتْ أَنْفاسُک َ،
نفس‌هاى مبارکت در سینه پنهان شد،

وَ رُفِـعَ عَلَى الْقَناهِ رَأْسُک َ،
و سر مقدست بر نیزه بالا رفت،

وَ سُبِىَ أَهْلُک َ کَالْعَبیدِ،
اهل و عیالت چون بردگان به اسیرى رفتند،

وَ صُفِّدُوا فِى الْحَدیدِ، فَوْقَ أَقْتابِ الْمَطِیّاتِ، تَلْفَحُ وُجُوهَهُمْ حَرُّ الْهاجِراتِ، یُساقُونَ فِى الْبَراری وَالْفَلَواتِ، أَیْدیهِمْ مَغلُولَهٌ إِلَى الاَْعْناقِ، یُطافُ بِهِمْ فِى الاَْسْواقِ،
ودر غل و زنجیر آهنین برفراز جهاز شتران در بند شدند، گرماى نیمروز چهره‌هاشان مى‌سوزاند، درصحراها و بیابآن‌ها کشیده می‌شدند، دستان‌شان به گردن‌ها زنجیر شده، در میان بازارها گردانده می‌شدند،

فَالْوَیْلُ لِلْعُصاهِ الْفُسّاقِ،
اى واى براین سرکشان گناهکار!،

لَقَدْ قَتَلُوا بِقَتْلِک َ الاِْسْلامَ،
چه این‌که با کشتن تو اسلام را کشتند،

وَ عَطَّلُوا الصَّلوهَ وَ الصِّیامَ،
و نماز و روزه (خدا) را بدون یاور رها نمودند،

وَ نَقَضُوا السُّنَنَ وَ الاَْحْکامَ،
و سنت‌ها و احکام (دین) را از بین بردند و شکستند،

وَ هَدَمُوا قَواعِدَ الاْیمانِ،
و پایه‎هاى ایمان را منهدم نمودند،

وَ حَرَّفُوا ایاتِ الْقُرْءانِ،
و آیات قرآن را تحریف کردند،

وَ هَمْلَجُوا فِى الْبَغْىِ وَالْعُدْوانِ،
در (وادىِ) جنایت و عداوت پیش تاختند،

لَقَدْ أَصْبَحَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ مَوْتُوراً،
به راستى رسول خدا که درود خدا بر او و آل او باد (با شهادت تو) تنهاماند!،

وَ عادَ کِتابُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ مَهْجُوراً،
وکتاب خداوند عز و جل متروک گردید،

وَ غُودِرَ الْحَقُّ إِذْ قُهِرْتَ مَقْهُوراً،
و آن‌گاه که تو مقهور و مغلوب گشتى، حق وحقیقت مورد خیانت واقع شد،

وَ فُقِدَ بِفَقْدِکَ التَّکْبیرُ وَالتَّهْلیلُ، وَالتَّحْریمُ وَالتَّحْلیلُ، وَالتَّنْزیلُ وَالتَّأْویلُ،
وبه فقدان تو تکبیر خدا و کلمه توحید، حرام و حلال دین، و تنزیل و تأویل قرآن همگی ازبین رفت،

وَ ظَهَرَ بَعْدَکَ التَّغْییرُ وَالتَّبْدیلُ، وَ الاِْلْحادُ وَالتَّعْطیلُ، وَ الاَْهْوآءُ وَ الاَْضالیلُ، وَ الْفِتَنُ وَ الاَْباطیلُ،
و پس از تو تغییر و تبدیل (احکام)، کفر و الحاد و بى‌سرپرستىِ دین، هوا و هوس‌ها و گمراهی‌ها، فتنه‌ها و باطل‌ها همگی (بر صفحه روزگار) ظاهرشد،

فَقامَ ناعیک َ عِنْدَ قَبْرِ جَدِّک َ الرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ، فَنَعاک َ إِلَیْهِ بِالدَّمْعِ الْهَطُولِ، قآئِلا یا رَسُولَ اللهِ قُتِلَ سِبْطُک َ وَ فَتاک َ، وَ اسْتُبیحَ أَهْلُک َ وَ حِماک َ، وَ سُبِیَتْ بَعْدَک َ ذَراریک َ، وَ وَقَعَ الْمَحْذُورُ بِعِتْرَتِک َ وَ ذَویک َ،
پس پیکِ مرگ نزد قبر جدت رسول خدا که رحمت بى‌پایان خداوندى بر او و آل او باد، ایستاد، و با اشکِ ریزان خبر مرگ تو را به وى داد، و این‌گونه گفت که: «اى رسولِ خدا! دخترزاده جوانمردت شهید شد، خاندان و حَریمت مباح گردید، پس از تو فرزندانت به اسیرى رفتند، و وقایع ناگوارى به عترت و خانواده‌ات وارد شد،

فَانْزَعَجَ الرَّسُولُ، وَ بَکى قَلْبُهُ الْمَهُولُ، وَ عَزّاهُ بِک َ الْمَلآئِکَهُ وَ الاَْنْبِیآءُ،
پس (از شنیدن این خبر) رسول خدا مضطرب وپریشان گردید، و قلب هراسناکش بگریست، و فرشتگان و انبیاء (بخاطـر مصیبت تو) او را تسلـیت و تعـزیت گفـتند،

وَ فُجِعَتْ بِک َ اُمُّک َ الزَّهْرآءُ،
و مادرت زهـرا (از انـدوه مصیبـت تو) دردنـاک شد،

وَ اخْتَلَفَتْ جُنُودُ الْمَلآئِکَهِ الْمُقَرَّبینَ،
و دستـه‌هاى ملائکه مقـربین در آمد و شد بودند،

تُعَزّی أَباک َ أَمیرَالْـمُـؤْمِنینَ،
پـدرت امیرمؤمنـان را تعزیت می‌گفتند،

وَ اُقیمَتْ لَک َ الْمَـاتِمُ فی أَعْلا عِلِّیّینَ،
مجالس ماتم و سوگوارى براى تو در اعلا علیین برپا شد،

وَ لَطَمَتْ عَلَیْک َ الْحُورُ الْعینُ،
و حورالعین به جهت تو به سر و صورت زدند،

وَ بَکَتِ السَّمآءُ وَ سُکّآن‌ها، وَ الْجِنانُ وَ خُزّآن‌ها، وَ الْهِضابُ وَ أَقْطارُها، وَ الْبِحارُ وَ حیتآن‌ها، وَ مَکَّهُ وَ بُنْیآن‌ها، :خل وَ الْجِنانُ وَ وِلْدآن‌ها، وَ الْبَیْتُ وَ الْمَقامُ، وَ الْمَشْعَرُ الْحَرامُ، وَ الْحِـلُّ وَ الاِْحْرامُ،
آسمان و ساکنانش، بهشت‌ها و نگـهبانانش، کوه‌ها و کوهپایه‌ها، دریا‌ها و ماهیانش، شهر مکه و پایه هایش، فردوس‌ها و جوانانش، خانه کعبه و مقام ابراهیم، و مشعرالحرام، و حلّ و حَرم جملـگى گریستند،

أَللّـهُمَّ فَبِحُرْمَهِ هذَا الْمَکانِ الْمُنیفِ، صَلِّ عَلى محمد وَ الِ محمد، وَاحْشُرْنی فی زُمْرَتِهِمْ، وَ أَدْخِلْنِى الْجَنَّهَ بِشَفاعَتِهِمْ،
بار خدایا! به حُرمت این مکـان رفـیع، بر محمد و آل او رحـمت فرست، و مرا در زمره آنان محـشور فرما، و به شفـاعت و وساطت آن‌ها مرا داخل بهشت گردان،

أَللّهُمَّ إِنّی أَتَوَسَّلُ إِلَیْک َ یا أَسْرَعَ الْحاسِبینَ، وَ یاأَکْرَمَ الاَْکْرَمینَ، وَ یاأَحْکَمَ الْحاکِمینَ، بِمحمدخاتَِمِ النَّبِیّینَ، رَسُولِک َ إِلَى الْعالَمینَ أَجْمَعینَ، وَ بِأَخیهِ وَابْنِ عَمِّهِ الاَْنْزَعِ الْبَطینِ، الْعالِمِ الْمَکینِ، عَلِىّ أَمیرِالْمُؤْمِنینَ، وَ بِفاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعـالَمینَ، وَ بِالْحَسَنِ الزَّکِىِّ عِصْمَهِ الْمُتَّقینَ، وَ بِأَبی عَبْدِاللهِ الْحُسَیْنِ أَکْرَمِ الْمُسْتَشْهَدینَ، وَ بِأَوْلادِهِ الْمَقْتُولینَ، وَ بِعِتْرَتِهِ الْمَظْلُومینَ، وَ بِعَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ زَیْنِ الْعابِدینَ، وَ بِمحمد بْنِ عَلِىّ قِبْلَهِ الاَْوّابینَ، وَ جَعْفَرِ بْنِ محمد أَصْدَقِ الصّادِقینَ، وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَر مُظْهِرِ الْبَراهینِ، وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى ناصِرِالدّینِ، وَ محمدبْنِ عَلِىّ قُدْوَهِ الْمُهْتَدینَ، وَ عَلِىِّ بْنِ محمد أَزْهَدِ الزّاهِدینَ، وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىّ وارِثِ الْمُسْتَخْلَفینَ، وَالْحُجَّهِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعینَ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى محمدوَالِ محمدالصّادِقینَ الاَْبَرّینَ، الِ طه وَ یس،
بار خدایا! من به تو توسل مى جویم اى سریع‌ترینِ حساب‌گران، و اى بخشـنده‌ترینِ کـریمان، و اى فرمانـرواى حـاکمان، به (حقِ) محمد، آخرین پیامبران، و فرستاده تو به سوى تمامِ جهان‎ها، و به برادرش و پسرعمویش، آن بلند پیشانىِ میان‌پر، آن دانشمند عالى مرتبه، یعنى على فرمانـرواى مؤمنان، و به فاطمه سـرور بانوان جهانیان، و به حسـن مجتـبى که پاک و مبرا و پناهگـاه متقین اسـت، و به أبی عبدالله الحسین گـرامی‌ترین شهدا، و به فرزنـدانِ مقتولش، و خانـواده مظـلومش، و به على بن الحسـین زیور عابدان، و به محمد بن علـى قبـله توبه‌کنندگان، و جعفر بن محمد راستگـوترین صادقان، و موسى بن جعفر آشکار‌کننده دلائل و براهین، و على بن موسى یاور دین، و محمد بن على اُسوه و الگوى هدایت‌شونـدگان، و على بن محمد زاهـدترین پارسایان، و حسـن بن على وارث جانشینان، و حجّت خدا بر تمام آفریدگان، این‌که درود فرستى بر محمد و آل او، آن راستـگویان نیـکوکار، هـمان آل طه و یس،

وَ أَنْ تَجْعَلَنی فِى الْقِیامَهِ مِنَ الاْمِنینَ الْمُطْمَئِنّینَ، الْفآئِزینَ الْفَرِحینَ الْمُسْتَبْشِرینَ،
و این‌که مرا در قیامت از کسانى قرار دهى که (از عذاب تو) ایمن و با آرامش خاطر و رستگار و مسرور و بشارت یافـته‌اند،

أَللّهُمَّ اکْتُبْنی فِى الْمُسْلِمینَ، وَ أَلْحِقْنی بِالصّالِحینَ،
بارخدایا!(نامِ) مـرا در زمـره مسلـمین نگاشته، و مرا به صالـحین ملـحق فرما،

وَاجْعَلْ لی لِسانَ صِدْق فِى الاْخِرینَ، وَانْصُرْنی عَلَى الْباغینَ،وَاکْفِنی کَیْدَ الْحاسِدینَ، وَاصْرِفْ عَنّی مَکْرَ الْماکِرینَ، وَاقْبِضْ عَنّی أَیْدِىَ الظّالِمینَ، وَاجْمَعْ بَیْنی وَ بَیْنَ السّادَهِ الْمَیامینِ فی أَعْلا عِلِّیّینَ،مَعَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیّینَ وَالصِّدّیقینَ وَالشُّهَدآءِ وَالصّالِحینَ، بِرَحْمَتِک َ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ،
و نام مرا بر زبان امت‌هاى آتیه نیکو قرار ده، و مـرا بر علـیه ظالمین یارى ده، و از مکر حسـودان حفـظ فرما، و (نیـز) حیله حیـله‌گران را از من برگـردان، و دست ستمـکاران را از مـن (دور) نگهدار، و بین من و آن سـروران با میمنت در اعلا علیّین جمع بفرما، همراه با کسانی‌که بر آن‌ها اِنعام فرمودى یعنى پیامبران، و راستگویانِ در عمل و گفتار و شهداء و نیکویان، به رحمتت اى مهربان‌ترین مهربانان،

أَللّهُمَّ إِنّی اُقْسِمُ عَلَیْک َ بِنَبِیِّک َ الْمَعْصُومِ، وَ بِحُکْمِک َ الْمَحْتُومِ، وَنَهْیِک َ الْمَکْتُومِ، وَ بِهذَا الْقَبْرِ الْمَلْمُومِ، الْمُوَسَّدِ فی کَنَفِهِ الاِْمامُ الْمَعْصُومُ، الْمَقْتُولُ الْـمَظْلُومُ، أَنْ تَکْشِفَ ما بی مِنَ الْغُمُومِ، وَ تَصْرِفَ عَنّی شَرَّ الْقَدَرِ الْمَحْتُومِ، وَ تُجیرَنی مِنَ النّارِ ذاتِ السَّمُومِ،
بارخدایا!تو را سوگند می‌دهم به حق پیامبر معصومت، و به حق حکم حتمى و قطعى‌ات، و به حق نهى پنهانى‌ات، و به حق این آرامگاهى که (مردم از هر طرف به جهت زیارت) بر او گرد مى آیند، و این امام معصوم مقتول مظلومِ در جانب آن تکیه زده، این‌که غم و غصه‌ها را از من برطرف فرمائى، و شرور قضا و قدرِ حتمى را از من برگردانى، و مرا از آتش (عذابت) که داراى بادهاى سوزان است پناه دهى (و نگاه دارى)،

أَللّــهُمَّ جَلِّلْنی بِنِعْمَتِک َ، وَ رَضِّنی بِقَسْمِک َ، وَ تَغَمَّدْنی بِجُودِک َ وَ کَرَمِک َ، وَ باعِدْنی مِنْ مَکْرِک َ وَ نِقْمَتِک َ،
بارخدایا!مرا با نعمت خود جلالت بده، و به عطایاى خود راضى وخوشحال فرما، و به جود و کرمت مرا بپوشان، و از مکر و انتقام خود دورم ساز،

أَللّهُمَّ اعْصِمْنی مِنَ الزَّلَلِ، وَ سدِّدْنی فِى الْقَوْلِ وَالْعَمَلِ، وَافْسَحْ لی فی مُدَّهِ الاَْجَلِ، وَ أَعْفِنی مِنَ الاَْوْجاعِ وَالْعِلَلِ، وَ بَلِّغْنی بِمَوالِىَّ وَ بِفَضْلِک َ أَفْضَلَ الاَْمَلِ،
بارخدایا مرا از لغزش و خطا حفظ فرما، و در گفتار و کردار به راه صحیح هدایتم فرما، و در مدت زندگى‌ام وسعت ده، و مرا از دردها و بیمار‌ی‌ها عافیت بخش، ومرابه موالى و سرورانم برسان و به فضل (و کرم) خویش مرا به بالاترین آرزوها نائل فرما،

أَللّهُمَّ صَلِّ عَلى محمد وَ الِ محمد وَاقْبَلْ تَوْبَتی، وَارْحَمْ عَبْرَتی، وَ أَقِلْنی عَثْرَتی، وَ نَفِّسْ کُرْبَتی، وَاغْفِرْلی خَطیئَتی، وَ أَصْلِـحْ لی فی ذُرِّیَّتی،
بارخدایا بر محمد و آل او رحمت فرست و توبه مرا قبول فرما، و بر اشک چشمم ترحم نما، و لغزش مرا چشم پوشى فرما، و حزن واندوه مرا زائل کن، و گناهم را برمن ببخشاى، و خاندان و نسل مرا برایم اصلاح فرما،

أَللّـهُمَّ لاتَدَعْ لی فی هذَاالْمَشْهَدِ الْمُعَظَّمِ، وَالْمَحَلِّ الْمُـکَرَّمِ ذَنْباً إِلاّ غَفَرْتَهُ، وَ لاعَیْباً إِلاّ سَتَرْتَهُ، وَ لاغَمّاً إِلاّ کَشَفْتَهُ، وَ لارِزْقاً إِلاّ بَسَطْتَهُ، وَ لاجاهاً إلاّ عَمَرْتَهُ، وَ لافَساداً إِلاّ أَصْلَحْتَهُ، وَ لاأَمَلا إِلاّ بَلَّغْتَهُ، وَ لادُعآءً إِلاّ أَجَبْتَهُ، وَ لامَضیقاً إِلاّ فَرَّجْتَهُ، وَ لاشَمْلا إِلاّ جَمَعْتَهُ، وَ لاأَمْراً إِلاّ أَتْمَمْتَهُ، وَ لامالا إِلاّ کَثَّرْتَهُ، وَ لاخُلْقاً إِلاّ حَسَّنْتَهُ، وَ لاإِنْفاقاً إِلاّ أَخْلَفْتَهُ، وَ لاحالا إِلاّ عَمَرْتَهُ، وَ لاحَسُوداً إِلاّ قَمَعْتَهُ، وَ لاعَدُوّاً إِلاّ أَرْدَیْتَهُ، وَ لاشَرّاً إِلاّ کَفَیْتَهُ، وَ لامَرَضاً إِلاّ شَفَیْتَهُ، وَ لابَعیداً إِلاّ أَدْنَیْتَهُ، وَ لاشَعَثاً إِلاّ لَمَمْتَهُ، وَ لا سُؤالا سُؤْلا إِلاّ أَعْطَیْتَهُ،
بارخدایا در این مشهدِ والا مقام و در این محل گرامى، برایم گناهی را باقی مگذار مگر آن‌که ببخشى، و نه عیبى را مگر آن‌که مستور نمائى، و نه غم و غصه‌اى را مگر بر طرف فرمائى، و نه رزقى را مگر گسترش دهى، ونه قدر و منزلتى را مگر باقى بدارى، و نه فسادى را مگر اصـلاح فـرمائى، و نه آرزویى را مگر نائل کنى، و نه دعائى را مگر اجابت فرمائى، و نه تنگنایى را مگر بگشایی، و نه امور متشتتى را مگر جمع و برقرار نمائى، و نه امرى را مگر تمام فرمائى، و نه مالى را مگر فراوانى بخشى، و نه خلق و صفتى را مگر نیکو گردانى، و نه انفاقى را مگرجایگزین فرمایى، و نه حالى را مگر آباد فرمائى، و نه حسودى را مگر ذلیل نمائى، و نه دشمنى را مگر هلاک گردانى، و نه شرى را مگر منع فرمائى، و نه بیماری‌ای رامگر شفا بخشى، و نه (امرِ) دورى را مگر نزدیک فرمائى (و در دسترسم قرار دهى)، ونه تفرق واختلالى را مگر جمع (و اصلاح) نمائى، و نه خواهشى خواسته‌اى را مگر عطا فرمائى،

أَللّهُمَّ إِنّی أَسْئَلُک َ خَیْرَ الْعاجِلَهِ، وَ ثَوابَ الاْجِلَهِ، أَللّهُمَّ أَغْنِنی بِحَلالِک َ عَنِ الْحَرامِ، وَ بِفَضْلِک َ عَنْ جَمیعِ الاَْنامِ، أَللّهُمَّ إِنّی أَسْئَلُک َ عِلْماً نافِعاً،وَ قَلْباً خاشِعاً، وَ یَقیناً شافِیاً، وَ عَمَلا زاکِیاً، وَ صَبْراً جَمیلا، وَ أَجْراً جَزیلا،
بار خدایا! من از تو درخواست می‌کنم خیر دنیا و ثواب آخرت را، بارخدایا!مرا به سبب حلالت از حرام مستغنى کن، و به فضل و احسانـت از جمیع خلق بى‌نیاز فرما، بارخدایا!از تو درخواست می‌کنم دانشى مفید، قلبى خاشع، یقینى سلامت بخش، عملى صالح و پاک، صبرى زیبا، و اجرى عظیم را،

أَللّهُمَّ ارْزُقْنی شُکْرَ نِعْمَتِک َ عَلَىَّ، وَ زِدْ فی إِحْسانِک َ وَ کَرَمِک َ إِلَىَّ، وَاجْعَلْ قَوْلی فِى النّاسِ مَسْمُوعاً، وَ عَمَلی عِنْدَک َ مَرْفُوعاً، وَ أَثَری فِى الْخَیْراتِ مَتْبُوعاً، وَ عَدُوّی مَقْمُوعاً،
بارالها! شکر نعمتت را روزی من کن، و احسان و کرمت بر من زیاد فرما، و گفته مرا در میان مردم شنوده نما، و عمل مرا به نزد خویش بالا بر، و سنت باقی‌مانده مرا در امور خیر مورد پیروى قرارده، و دشمنم را خوار و ذلیل گردان،

أَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى محمد وَ الِ محمدالاَْخْیارِ، فی اناءِ اللَّیْلِ وَ أَطْرافِ النَّهارِ، وَاکْفِنی شَرَّ الاَْشْرارِ، وَ طَهِّرْنی مِنَ الــذُّنُوبِ وَ الاَْوْزارِ، وَ أَجِرْنی مِنَ النّـارِ، وَ أَحِلَّنی دارَالْقَرارِ، وَ اغْفِرْلی وَ لِجَمیعِ إِخْوانی فیک َ وَ أَخَواتِىَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ، بِرَحْمَتِک َ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
بارخدایا! بر محمد و آل او که نیکانند، در تمامى لحظات شبانه روز رحمت فرست، و مرا از شر بَدان محفوظ بدار، و از (کثافاتِ) گناهان و سنگینى وزر و و بال پاک و مبرا گردان، و از آتش (عذابت) پناهم ده، و در سراى جاوید وارد فرما، و (گناهانِ) مرا و تمامى خواهران و برادران مؤمنِ مرا ببخش، به رحمتت اى مهربان‌ترین مهربانان.

پس از تمام شدن زیارت، رو به قبله کن و دو رکعت نماز بجاى آور به این ترتیب که در رکعت اول بعد از حمد سوره انبیا، و در رکعت دوم بعد از حمد سوره حشر را بخوان و آنگاه در قنوت نماز بگو:

لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ وَ مَا فِیهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ خِلَافاً لِأَعْدَائِهِ وَ تَکْذِیباً لِمَنْ عَدَلَ بِهِ وَ إِقْرَاراً لِرُبُوبِیَّتِهِ وَ خُضُوعاً لِعِزَّتِهِ الْأَوَّلُ بِغَیْرِ أَوَّلٍ وَ الْآخِرُ إِلَى غَیْرِ آخِرٍ الظَّاهِرُ عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ بِقُدْرَتِهِ الْبَاطِنُ دُونَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ بِعِلْمِهِ وَ لُطْفِهِ لَا تَقِفُ الْعُقُولُ عَلَى کُنْهِ عَظَمَتِهِ وَ لَا تُدْرِکُ الْأَوْهَامُ حَقِیقَهَ مَاهِیَّتِهِ وَ لَا تَتَصَوَّرُ الْأَنْفُسُ مَعَانِیَ کَیْفِیَّتِهِ مُطَّلِعاً عَلَى الضَّمَائِرِ عَارِفاً بِالسَّرَائِرِ یَعْلَمُ خَائِنَهَ الْأَعْیُنِ وَ مَا تُخْفِی الصُّدُورُ اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ عَلَى تَصْدِیقِی رَسُولَکَ ص وَ إِیمَانِی بِهِ

هیچ معبودى جز خداوندِ شکیبا و کریم نیست، هیچ خدائى جز خداوندِ بزرگوار و عظیم نیست، هیچ معبودى نیست جز خداوندى که پروردگار آسمان‌ها و زمین‌هاى هفت‌گانه و موجوداتى که در آن‌ها و میان آن‌هاست مى باشد، (به این توحید معتقدم) برخلاف دشمنانِ حق، و به جهت تکذیب کسانى که به خداوند شرک ورزیدند، و (به این توحید معتقدم) بخاطر اعتراف نمودن به ربوبیت او، و خضوع و خشوع درمقابل عزت و شرافت وى، (اوست خدائى که) اول است بدون اول، و آخر است تا بى‌نهایت،با قدرتش بر تمام اشیاء غلبه نموده، و به دانش و لطف و مرحمتش در ه رچیز نفوذ کرده، عقول بشرى بر حقیقت بزرگى او مطّلع نخواهدشد، و اوهام و خیالات عمق ذات او را درک نمى‌کند، و معانىِ کیفیت او را هیچ ذهنى تصور نمى‌تواند کرد، (اوست) مطلع و آگاه بر باطن اشخاص، و آشنا به تمام امور پنهان، خیانت چشم‌ها و پنهانى دل‌ها را خبر دارد، بارخدایا! تورا گواه می‌گیرم که رسولتصلَّى الله علیه و آله را تصدیق مى‌کنم و به او ایمان دارم

وَ عِلْمِی بِمَنْزِلَتِهِ وَ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ النَّبِیُّ الَّذِی نَطَقَتِ الْحِکْمَهُ بِفَضْلِهِ وَ بَشَّرَتِ الْأَنْبِیَاءُ بِهِ وَ دَعَتْ إِلَى الْإِقْرَارِ بِمَا جَاءَ بِهِ وَ حَثَّتْ عَلَى تَصْدِیقِهِ بِقَوْلِهِ تَعَالَى‏ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراهِ وَ الْإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ‏ فَصَلِّ عَلَى محمد رَسُولِکَ إِلَى الثَّقَلَیْنِ وَ سَیِّدِ الْأَنْبِیَاءِ الْمُصْطَفَیْنَ وَ عَلَى أَخِیهِ وَ ابْنِ عَمِّهِ الَّذِینَ لَمْ یُشْرِکَا بِکَ طَرْفَهَ عَیْنٍ أَبَداً وَ عَلَى فَاطِمَهَ الزَّهْرَاءِ سَیِّدَهِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ عَلَى سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ صَلَاهً خَالِدَهَ الدَّوَامِ عَدَدَ قَطْرِ الرِّهَامِ وَ زِنَهَ الْجِبَالِ وَ الْآکَامِ وَ مَا أَوْرَقَ السَّلَامُ وَ اخْتَلَفَ‏ الضِّیَاءُ وَ الظَّلَامُ وَ عَلَى آلِهِ الطَّاهِرِینَ الْأَئِمَّهِ الْمُهْتَدِینَ الذَّائِدِینَ عَنِ الدِّینِ عَلِیٍّ وَ محمد وَ جَعْفَرٍ وَ مُوسَى وَ عَلِیٍّ وَ محمد وَ عَلِیٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُجَّهِ الْقُوَّامِ بِالْقِسْطِ وَ سُلَالَهِ السِّبْطِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذَا الْإِمَامِ فَرَجاً قَرِیباً وَ صَبْراً جَمِیلًا وَ نَصْراً عَزِیزاً وَ غِنًى عَنِ الْخَلْقِ وَ ثَبَاتاً فِی الْهُدَى وَ التَّوْفِیقِ لِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى وَ رِزْقاً وَاسِعاً حَلَالًا طَیِّباً مَرِیئاً دَاراً سَائِغاً فَاضِلًا مُفْضِلًا صَبّاً صَبّاً مِنْ غَیْرِ کَدٍّ وَ لَا نَکَدٍ وَ لَا مِنَّهٍ مِنْ أَحَدٍ وَ عَافِیَهً مِنْ کُلِّ بَلَاءٍ وَ سُقْمٍ وَ مَرَضٍ وَ الشُّکْرَ عَلَى الْعَافِیَهِ وَ النَّعْمَاءِ وَ إِذَا جَاءَ الْمَوْتُ فَاقْبِضْنَا عَلَى أَحْسَنِ مَا یَکُونُ لَکَ طَاعَهً عَلَى مَا أَمَرْتَنَا مُحَافِظِینَ حَتَّى تُؤَدِّیَنَا إِلَى جَنَّاتِ النَّعِیمِ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى محمد وَ آلِ محمد وَ أَوْحِشْنِی مِنَ الدُّنْیَا وَ آنِسْنِی بِالْآخِرَهِ

و آگاه به قدر و منزلت اویم، و به راستى شهادت می‌دهم که اوست پیامبرى که حکمت به فضیلت و برترى او سخن راند، و تمامى پیامبران (گذشته) بشارتِ (آمدنِ) او را دادند، و (مردم را) به گرویدن به دین او دعوت نمودند، و بر تصدیق او برانگیختند، چنآن‌چه خودت در قرآن میفرمائى: «او پیامبرى است که نام وى را در تورات و انجیل خودشان نگاشته مى‌یابند، او آن‌ها را به نیکوئى امر مى‌کند و از زشتى نهى مى‌فرماید، نعمت‌هاى پاک و طیب را برایشان حلال و خبائث و پلیدی‌ها را بر آن‌ها حرام و ممنوع می‌گرداند، و سنگینى و مشقت‌هایى که در ادیان سابق چون زنجیر برگردن آن‌ها بود همه را برمیدارد»، پس درود فرست بر محمد فرستاده‌ات به سوى جن و انس، و سَرور پیامبرانِ برگزیده، و بر برادرش و پسرعمویش، آنانى که هیچگاه به قدرِ چشم برهم زدنى به تو شرک نورزیدند، و بر فاطمه زهرا سَرور تمامى زنان جهانیان، و بر دو آقاى جوانان اهل بهشت یعنى حسن و حسین، درودى جاویدان و همیشگى، به عدد قطرات باران‌ها، و هم اندازه کوه‌ها و تپه‌ها، تا آن زمان که درخت «سلام» برگ می‌دهد، و روشنى و تاریکى شبانه روز در رفت و آمدند، و بر خاندان طاهر حسین، آن پیشوایان هدایت‌یافته، آن‌ها که از حریم دین و آئین دفاع نمودند، یعنى على و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و حسن و حضرت حجّت، آن‌که عدل و داد را برپا می‌دارد و فرزند دخترزاده پیامبر است، بارخدایا! از تو درخواست می‌کنم به حق این امام بزرگوار، گشایشى نزدیک را، و صبرى نیکو را، و پیروزى‌اى توام با عزت را، و بى‌نیازى از خلایق را، و دوام و استمرار در طریـق هدایت را، و توفیق را بر آن‌چه تو دوست دارى و رضایت تو در آن است، و روزى‌اى را که وسیع و حلال و پاک، و گوارا و ریزان و خوش‌گوار، فراوان و برتر و پى در پى باشد، بدون هیچ زحمت و مشقّتى، و خالى از هرگونه منتى از احدى، و (نیز درخواست می‌کنم) تندرستى از هر بلا و ناخوشى و بیمارى را، و شکرگزارى بر هر عافیت و نعمتى را، و هنگامى که مرگ ما فرا رسید بر نیکوترین حال طاعت ما را قبض روح فرمائى، و در حالتى که نگاهبان دستورات تو باشیم، تا آن‌که ما را به بهشت هاى پر نعمت برسانى، به رحمتت اى مهربان‌ترین مهربانان، بارخدایا! بر محمد و آل او رحمت فرست، و مرا از دنیا در وحشت و هراس قرار ده و به آخرت انیس فرما،

فَإِنَّهُ لَا یُوحِشُ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا خَوْفُکَ وَ لَا یُؤْنِسُ بِالْآخِرَهِ إِلَّا رَجَاؤُکَ اللَّهُمَّ لَکَ الْحُجَّهُ لَا عَلَیْکَ وَ إِلَیْکَ الْمُشْتَکَى لَا مِنْکَ فَصَلِّ عَلَى محمد وَ آلِهِ وَ أَعِنِّی عَلَى نَفْسِیَ الظَّالِمَهِ الْعَاصِیَهِ وَ شَهْوَتِیَ الْغَالِبَهِ وَ اخْتِمْ بِالْعَافِیَهِ اللَّهُمَّ إِنَّ اسْتِغْفَارِی إِیَّاکَ وَ أَنَا مُصِرٌّ عَلَى مَا نُهِیتُ قِلَّهُ حَیَاءٍ وَ تَرْکِیَ الِاسْتِغْفَارَ مَعَ عِلْمِی بِسَعَهِ حِلْمِکَ تَضْیِیعٌ لِحَقِّ الرَّجَاءِ اللَّهُمَّ إِنَّ ذُنُوبِی تُؤْیِسُنِی أَنْ أَرْجُوَکَ وَ إِنَّ عِلْمِی بِسَعَهِ رَحْمَتِکَ یَمْنَعُنِی أَنْ أَخْشَاکَ فَصَلِّ عَلَى محمد وَ آلِ محمد وَ صَدِّقْ رَجَائِی لَکَ وَ کَذِّبْ خَوْفِی مِنْکَ وَ کُنْ لِی عِنْدَ أَحْسَنِ ظَنِّی بِکَ یَا أَکْرَمَ الْأَکْرَمِینَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى محمد وَ آلِ محمد وَ أَیِّدْنِی بِالْعِصْمَهِ وَ أَنْطِقْ لِسَانِی بِالْحِکْمَهِ وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ یَنْدَمُ عَلَى مَا ضَیَّعَهُ فِی أَمْسِهِ وَ لَا یُغْبَنُ حَظَّهُ فِی یَوْمِهِ وَ لَا یَهُمُّ لِرِزْقِ غَدِهِ اللَّهُمَّ إِنَّ الْغَنِیَّ مَنِ اسْتَغْنَى بِکَ وَ افْتَقَرَ إِلَیْکَ وَ الْفَقِیرُ مَنِ اسْتَغْنَى بِخَلْقِکَ عَنْکَ فَصَلِّ عَلَى محمد وَ آلِ محمد وَ أَغْنِنِی عَنْ خَلْقِکَ بِکَ وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ لَا یَبْسُطُ کَفّاً إِلَّا إِلَیْکَ اللَّهُمَّ إِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ قَنَطَ وَ أَمَامَهُ التَّوْبَهُ وَ وَرَاءَهُ الرَّحْمَهُ وَ إِنْ کُنْتُ ضَعِیفَ الْعَمَلِ فَإِنِّی فِی رَحْمَتِکَ قَوِیُّ الْأَمَلِ فَهَبْ لِی ضَعْفَ عَمَلِی لِقُوَّهِ أَمَلِی اللَّهُمَّ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ مَا فِی عِبَادِکَ مَنْ هُوَ أَقْسَى قَلْباً مِنِّی وَ أَعْظَمُ مِنِّی ذَنْباً فَإِنِّی أَعْلَمُ أَنَّهُ لَا مَوْلَى أَعْظَمُ مِنْکَ طَوْلًا وَ أَوْسَعُ رَحْمَهً وَ عَفْواً فَیَا مَنْ هُوَ أَوْحَدُ فِی رَحْمَتِهِ اغْفِرْ لِمَنْ لَیْسَ بِأَوْحَدَ فِی خَطِیئَتِهِ اللَّهُمَّ إِنَّکَ أَمَرْتَنَا فَعَصَیْنَا وَ نَهَیْتَ فَمَا انْتَهَیْنَا وَ ذَکَرْتَ فَتَنَاسَیْنَا وَ بَصَّرْتَ فَتَعَامَیْنَا وَ حَذَّرْتَ فَتَعَدَّیْنَا وَ مَا کَانَ ذَلِکَ جَزَاءَ إِحْسَانِکَ إِلَیْنَا

چراکه فقط خوف تو از دنیا وحشت‌زا است، و فقط امید و دلبندى به تو به آخرت انس‌بخش است، بارالها! حجّت و دلیل با توست نه بر علیه تو، و شکایت و گلایه باید به سوى تو باشد نه از تو، پس بر محمد و آل او درود فرست و مرا بر علیه نفس ستمکار و سرکش خویش، و بر شهوت غالب خودم یارى فرما، و پایان کارم را با عافیت قرار ده، بارخدایا! این کم حیائىِ من است که (از طرفى) درِ خانه تو استغفار می‌کنم و (از طرف دیگر) بر مناهى تو پا فشارى می‌ورزم، چنآن‌چه اگر استغفار نکنم با این‌که وسعت حلمِ تو را آگاهم، این تباه نمودنِ حق امیدوارى است، بارالها! (کثرت) گناهانم مرا از امیدوارى به تو مأیوس می‌کند، و آگاهیم به وسعت رحمت تو مرا از ترس و هراس از تو باز می‌دارد، پس بر محمد و آلش رحمت فرما، و امید و دلبندىِ مرا به خودت پا برجا نما، و ترس و وحشتِ مرا از خودت تکذیب فرما، و براى من آن‌چنان باش که به تو حُسن ظن دارم، اى بخشنده‌ترین کریمان، بارخدایا! بر محمد و آل او درود فرست و مرا به حفظ (از گناه) مؤید فرما، و زبانم را به حکمت گویا فرما، و مرا از کسانى قرار ده که بر تباهى‌هاى گذشته خویش نادِم و پشیمانند، و بهره خویش را اکنون ناقص و ضایع نکنند، و اهتمام بر روزى فرداى خود ننمایند، بارالها! غنى آن کسى است که به سبب تو بى‌نیازى جوید و به سوى تو محتاج باشد، و فقیر و درمانده کسى است که از تو (روگردان شده) به جانب مخلوقت بى‌نیازى طلبد، پس رحمت نما بر محمد و آل او، و مرا از خلق خودت به سبب خودت بى‌نیاز فرما، و مرا چنان قرار ده که هیچ‌گاه دستى جز به سوى تو دراز نکنم، بارالها! بدبخت کسى است که با این‌که توبه و بازگشت راه مقابل او و رحمت تو پشتیبانِ اوست ناامید شود، اگرچه عملِ من ضعیف و سست است لکن امیدِ رحمتِ تو در من قوى است، پس ضعف عمل مرا در قبال قوت امیدم، برمن ببخشاى، بارخدایا! اگر تو چنان دانى که در میان بندگانت از من سنگدل‌تر و پرگناه‌تر نیست، (درعوض) من هم به یقین میدانم که هیچ مولا و سرپرستى فضل و عطایش از تو بیشتر نیست، و رحمت و عفوش از تو وسیع‌تر نیست، پس اى کسى که در رحمت و مهربانى یگانه‌اى، ببخشاى کسى را که در جرم و گناهش تنها و یگانه نیست، بارخدایا! تو ما را امر فرمودى و ما سرپیچى نمودیم، و ما را بازداشتى ولى ما دست برنداشتیم، ما را یادآورى فرمودى ولى ما خود را به فراموشى زدیم، ما را بینا فرمودى و ما خود را به کورى زدیم، تو ما را تهدید نمودى ولى ما از حد گذراندیم، (آرى!) این در مقابل احسان تو بر ما جزایِ نیکوئى نبود،

وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِمَا أَعْلَنَّا وَ أَخْفَیْنَا وَ أَخْبَرُ بِمَا نَأْتِی وَ مَا أَتَیْنَا فَصَلِّ عَلَى محمد وَ آلِ محمد وَ لَا تُؤَاخِذْنَا بِمَا أَخْطَأْنَا وَ نَسِینَا وَ هَبْ لَنَا حُقُوقَکَ لَدَیْنَا وَ أَتِمَّ إِحْسَانَکَ إِلَیْنَا وَ أَسْبِلْ رَحْمَتَکَ عَلَیْنَا اللَّهُمَّ إِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِهَذَا الصِّدِّیقِ الْإِمَامِ وَ نَسْأَلُکَ بِالْحَقِّ الَّذِی جَعَلْتَهُ لَهُ وَ لِجَدِّهِ رَسُولِکَ وَ لِأَبَوَیْهِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهَ أَهْلِ بَیْتِ الرَّحْمَهِ إِدْرَارَ الرِّزْقِ الَّذِی بِهِ قِوَامُ حَیَاتِنَا وَ صَلَاحُ أَحْوَالِ عِیَالِنَا فَأَنْتَ الْکَرِیمُ الَّذِی تُعْطِی مِنْ سَعَهٍ وَ تَمْنَعُ مِنْ قُدْرَهٍ وَ نَحْنُ نَسْأَلُکَ مِنَ الرِّزْقِ مَا یَکُونُ صَلَاحاً لِلدُّنْیَا وَ بَلَاغاً لِلْآخِرَهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى محمد وَ آلِ محمد وَ اغْفِرْ لَنَا وَ لِوَالِدَیْنَا وَ لِجَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ الْأَحْیَاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْوَاتِ وَ آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ

لیک تو به آن‌چه ما آشکار و پنهان نمودیم داناترى، و به اعمالى که به جا آورده و مى‌آوریم آگاه‌ترى، پس رحمت فرما بر محمد و آلش و ما را بر خطاها و فراموشى‎هامان مواخذه نفرما، و حقوق تو را (که ضایع نمودیم) برما ببخش، و احسان و کرم خویش بر ما تمام فرما، و پرده رحمتت بر ما افکن، بار خدایا! ما به تو توسل میجوییم به سبب این امام راستگو، و از تو درخواست می‌کنیم به آن حق و حرمتى که براى او و جد او رسول خودت و براى پدر و مادر او على و فاطمه که اهل بیت رحمتند قرار دادى، این‌که روزى خودت را که قوام زندگى ما به آن وابسته است، و نظام احوال عیال ما در گرو آن است، بر ما پیاپى فرو ریزى، چرا که تویى آن کریمى که از خزانه وسیعت عطا می‌کنى، و با قدرت و توان خویش (آن‌که را بخواهى) محروم میکنى، و ما از تو رزقى را خواهانیم که براى دنیاى ما موجب صلاح، و براى آخرت ما رسا و مایه کفاف باشد، بارخدایا! بر محمد و آلش رحمت فرست، و ببخشاى ما و والدین ما را، و جمیع مومنین و مومنات را، و تمام مسلمین و مسلمات را، چه آنان که در قید حیات‌اند و چه آن‌ها که در گذشته اند، و در دنیا و آخرت به ما حسنه عطا فرما و ما را از عذاب آتش (دوزخ) حفظ فرما.

ثُمَّ تَرْکَعُ وَ تَسْجُدُ وَ تَجْلِسُ وَ تَتَشَهَّدُ وَ تُسَلِّمُ فَإِذَا سَبَّحْتَ فَعَفِّرْ خَدَّیْکَ وَ قُلْ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ أَرْبَعِینَ مَرَّهً وَ اسْأَلِ اللَّهَ الْعِصْمَهَ وَ النَّجَاهَ وَ الْمَغْفِرَهَ وَ التَّوْفِیقَ بِحُسْنِ الْعَمَلِ وَ الْقَبُولَ لِمَا تَتَقَرَّبُ بِهِ إِلَیْهِ وَ تَبْتَغِی بِهِ وَجْهَهُ وَ قِفْ عِنْدَ الرَّأْسِ ثُمَّ صَلِّ رَکْعَتَیْنِ عَلَى مَا تَقَدَّمَ ثُمَّ انْکَبَّ عَلَى الْقَبْرِ وَ قَبِّلْهُ وَ قُلْ زَادَ اللَّهُ فِی شَرَفِکُمْ وَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

وَ ادْعُ لِنَفْسِکَ وَ لِوَالِدَیْکَ وَ لِمَنْ أَرَدْتَ.

پس از تمام شدن قنوت، رکوع و سجود و تشهّد و سلام نماز را انجام ده، پس چون تسبیح حضرت فاطمه زهرا (س) را خواندى، دو طرف صورت را بر خاک بگذار و چهل مرتبه این تسبیحات را بگو:سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِِ وَ لاإِلهَ إِلاَّ اللهُ وَاللهُ أَکْبَرُ.

سپس خود را به ضریح بچسبان و ببوس و بگو: زادَ اللهُ فی شَرَفِکُمْ، وَالسَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.

سپس براى خود و والدین خود و هر کس که خواهى دعا کن

ادامه‌ی پست

فضیلت گریه بر امام حسین (ع) از نگاه معصومین – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

اجر و مزد گریه برای امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش بسیار عظیم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن است. در ادامه به برخی از احادیث ائمه اطهار درباره فضیلت گریه بر مصیبت عظمای کربلا و اشک بر امام حسین (ع) اشاره می کنیم:

امام صادق علیه السلام به یکى از گریه ‏کنان امام حسین علیه السلام فرمودند:

رَحِم َ‏اللَّهُ دَمْعَتَک…

خداوند این اشک هایت را رحمت نماید.

منبع : «اشک حسینی سرمایه شیعه» به نقل از کامل ‏الزیارات

—–

امام صادق علیه السلام فرمودند: گریه کننده جدَّم از جاى خود برنمى‏ خیزد، مگر اینکه مانند روزى که از مادر متولد شده از گناهان پاک است.

منبع : کتاب الکسیر العبادات

—–

حضرت زهرا علیها السلام فرمودند: هرگاه گریه کنندگان بر حسینم داخل بهشت شوند، من هم داخل بهشت می‌شوم.

منبع : «اشک حسینی سرمایه شیعه» به نقل از البکا ص ۸۶

—–

حضرت صادق علیه السلام فرمودند: خدا حیا مى‏ کند گریه کننده بر حسین ابن على علیه السلام را عذاب نماید.

منبع : «اشک حسینی سرمایه شیعه» به نقل از البکا ص ۹۴

—–

حضرت صادق علیه السلام فرمودند: امام حسین علیه السلام دائماً به زوّار و گریه کنندگان و اقامه کنندگان عزایش نظر رحمت دارد.

منبع: الکسیر العبادات فی اسرار الشهادات

—–

امام صادق علیه السلام فرمودند: براى هر چیزى ثوابى معین است؛ جز اشکى که براى ما ریخته مى ‏شود که ثواب آن با خداست.

منبع: الکسیر العبادات فى اسرار الشهادات ص ۹۹

—–

امام صادق علیه السلام فرمودند: جدِّ ما حسین علیه السلام هنگامى که به گریه کنندگان خود نگاه مى‏ کند٬ براى آنان استغفار مى‏ کند و از جدّ و پدر و مادر و برادر خویش مى‏ خواهد که آنها هم براى گریه کنندگان و اقامه کنندگان عزاى او استغفار کنند.

منبع: الکسیر العبادات فی اسرار الشهادات

—–

امام صادق علیه السلام فرمودند: حضرت امام حسین علیه السلام با حالى حزین و اندوه کشته شدند و سزاوار است، بر خدا که هیچ حزین و اندوهگینى به زیارت آن جناب نرود؛ مگر آنکه حق تعالى وى را مسرور و شادمان به اهلش برگرداند.

منبع : کامل الزیارات باب ۳۹

—–

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کسى هنگام یاد ما اشک از چشمانش جارى شود، خدا آتش را بر صورت او حرام مى‏ کند.

منبع: الکسیر العبادات به نقل از کتاب کامل ‏الزیارات

—–

امام باقر علیه السلام بعد از آموختن زیارت عاشورا به علقمه فرمودند: هر کس این زیارت را بخواند (از دور یا نزدیک) و بر حسین علیه السلام ناله کند و امر کند اهل خود را که بدون تقیه بر حسین علیه السلام گریه کنند، من ضامن او مى‏ شوم نزد خدا که ثواب هزار حج، هزار عمره و هزار غزوه براى او بنویسند.

منبع : الکسیر العبادات فى اسرار الشهادات ص ۹۱

ادامه‌ی پست

ثواب خواندن زیارت عاشورا – وب سایت شخصی سید محمد مهدی تواشیح ولیعصر قم

زیارت عاشورا، یکی از دعاهایی است که امامان معصوم (ع) و بزرگان دین بر مداومت خواندن آن تاکید کرده‌اند و بیان شده که تأثیرات سازنده و بی‌نظیری بر افراد دارد.

ثواب خواندن زیارت عاشورا در کلام امامان معصوم (ع)
* امام محمد باقر(ع) به فردی به نام علقمه که درباره چگونگی زیارت امام حسین (ع) از راه دور سوال پرسیده بود، فرمودند: پس از آنکه به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زیارت عاشورا را بخوان، هنگامی که این زیارت را خواندی در حقیقت او را به چیزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زیارت کنند، به آن می‌خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می‌نویسد و از تو هزار هزار سیئه دور می‌نماید و تو را هزار هزار مرتبه بالا می‌برد. همانند کسانی هستی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسیدند. حتی در درجات آنها هم شریک می‌شوی. (کامل الزیارات- ص ۷۴)

* امام صادق (ع) به یکی از یاران خود به نام صفوان، درباره اثرات زیارت عاشورا می‌‎فرمایند: زیارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خیر را برای خواننده آن تضمین می‌نمایم؛ اول: زیارتش قبول شود، دوم: سعی و کوشش او شکور باشد، سوم: حاجات او هرچه باشد، از طرف خداوند بزرگ برآورده می‌گردد و نا امید از درگاه او برنخواهد برگشت؛ زیرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد. (بحارالانوار-جلد ۹۸-ص ۳۰۰)

* در روایت دیگر از امام باقر (ع) می‌خوانیم: اگر مردم می‌دانستند زیارت امام حسین (ع) چه ارزشی دارد، از شدت شوق و علاقه می‌مردند و حسرت رسیدن به آن پاداش ها، جسم و روح آنها را پاره پاره می‌کرد. (بحارالانوار-جلد ۱۰۱ –ص ۱۸)

* امام صادق‏ (ع) همچنین فرموده‌اند: خداوند سوگند یاد کرده که زیارت زائری که زیارت عاشورا را تلاوت نماید، بپذیرد و نیازمندی‌هایش را برآورده سازد. او را از آتش جهنم برهاند و در بهشت برین جای دهد و همچنین حق شفاعت و دستگیری کردن از دیگران را به وی عطا نماید.

* در کتاب مفاتیح الجنان و قبل از متن زیارت عاشورا، حدیثی از امام باقر در ثواب این زیارت آمده است که می‌فرمایند: به تحقیق این دعا دعایی است که ملائکه آن را می‌‏خوانند و خداوند در قبال آن برای تو صد هزار هزار درجه می‏‌نویسد و مثل کسی خواهی بود که با امام حسین (ع) شهید شده باشد. نوشته شود برای تو ثواب زیارت هر پیغمبری و رسولی و ثواب زیارت هر که زیارت کرده حسین‏‌ (ع) را از روزی که شهید شده است.

برکات خواندن زیارت عاشورا در کلام علما و بزرگان دین
۱- عالم جلیل، شیخ عبدالهادی حائری مازندرانی از پدر خود، حاجی ملا ابوالحسن نقل کرده است که من حاج میرزا علی نقی طباطبایی را بعد از رحلتش در خواب دیدم، و به او گفتم: «آیا آرزویی داری؟»، گفت: «یک آرزو دارم و آن این است که چرا در دنیا هر روز زیارت عاشورا نخواندم.» رسم سید این بود که در تمام دهه اول محرم، زیارت عاشورا می‌خواند، ولی بعد از مرگ، افسوس می‌خورد که چرا در تمام ایام سال، موفق به این زیارت نبوده است.

۲- آیت اللّه شبیری زنجانی، از مراجع تقلید می‌گوید: «یکی از چشم‌های فرزند آقای حاج سید محمد بجنوردی بر اثر عارضه‌ای نابینا شده بود و به نظر پزشکان، حتی پزشکان خارج از کشور، به علت رشد آن عارضه، چشم دیگرش نیز نابینا می‌شد. ولی آن شخص شفا یافت؛ یکی از بستگان وی، سیدالشهداء را در عالم رؤیا دید که به او فرمود: «ما به جهت اینکه او به زیارت عاشورا مداومت داشت، سلامتی چشم دیگرش را از خدا گرفتیم».

۳-مرجع بزرگ آیت اللّه العظمی بهجت، درباره زیارت عاشورا می‌گوید: «مضمون زیارت عاشورا گواه و روشن کننده عظمت آن است. در سندها آمده است که زیارت عاشورا از حدیث‌های قُدسی است. برای همین، با وجود فراوانی کارهای علمی موجود نزد علما و اساتیدمان، آنان همیشه مراقب خواندن زیارت عاشورا بودند. مرحوم آیت اللّه شیخ محمدحسین اصفهانی از خداوند متعالی می‌خواست کلمات پایانی عمرش، زیارت عاشورا باشد و پس از آن به سوی باری تعالی بشتابد؛ خداوند نیز دعای وی را اجابت کرد و پس از اتمام خواندن زیارت عاشورا روحش به ملکوت اعلی شتافت و قرین رحمت گردید».

۵-مرحوم شهید دستغیب(ره) حکایتی درباره برکت خواندن زیارت عاشورا را این‌گونه نقل می‌نماید: «یکی از علما نجف حدود یکصد سال پیش، در خواب، حضرت عزراییل را می بیند، پس از سلام می‌پرسد: «از کجا می آیی؟»، ملک الموت می‌فرماید: «از شیراز!، روح مرحوم میرزا ابراهیم محلاتی را قبض کردم.»، شیخ می‌پرسد: «روح او در چه حالی است؟»، عرزاییل می‌فرماید: «در بهترین حالات و بهترین باغ‌های عالم برزخ، خداوند هزار ملک را برای انجام دستورات شیخ قرار داده است.»، آن عالم پرسید: «آیا برای مقام علمی و تدریس و تربیت شاگرد به چنین مقامی دست یافته است؟»، فرمود: «نه!»، گفتم: «آیا برای نماز جماعت و بیان احکام!»، فرمود: «نه!»، گفتم پس برای چه؟ فرمود: «برای خواندن زیارت عاشورا».

نقل است که مرحوم میرزا، سی سال آخر عمرش، زیارت عاشورا را ترک نکرد و هر روز که به سبب بیماری یا امر دیگری نمی‌توانست بخواند، نایب می‌گرفت.

*از عارف بزرگ، مرحوم آیت الله میرزا سید علی آقای قاضی (ره) (استاد آیت الله بهجت و علامه طباطبایی) نقل شده که بعد از رحلت‌شان، کسی ایشان را در خواب دید و سوال کرد: «چه عملی در آنجا مهم‌تر است؟»، فرمود: «زیارت عاشورا، و من پشیمانم که چرا روزی یک بار زیارت عاشورا را قرائت کردم و دوبار نخواندم!». مرحوم قاضی(ره) می‌گفتند: «هر چه دارم از سید الشهداء(ع) و قرآن دارم».

تأکید امام زمان (عج) به خواندن زیارت عاشورا
در کتاب مفاتیح الجنان، قبل از زیارت جامعه کبیره و بعد از دعای علقمه، سفارش امام زمان (عج) به سید رشتی این‌گونه بیان شده است: «شما چرا زیارت عاشورا را نمی‌خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا».

ادامه‌ی پست